خزانی در راه استکمی سوز و سرما در راه استحرف برای نگفتن بیشمار مهیا هستدر میان اشک و ناله و آهنگاهم هنوز به رنگ کمان بعد باران استغبار سفر که بنشینددل و دلداده که کنار هم نشیندآغوش بعد مدتها سرانجا...
خزانی در راه استکمی سوز و سرما در راه استحرف برای ...
01:59
7
3 هفته پیش
01:59
افسانه
8
1 ماه پیش
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخوان جان هر کسی میکشد آن روی پرده به شیوهایمن عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشهایآهوی گرفتار در چنگال شیر گرسنهای آهوی اما صاحبِ بچهایبچه ترسان و...
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخ...
03:10
8
1 ماه پیش
03:10
تک ستاره
55
4 ماه پیش
این آسمان توست؟مشتم را باز کن ببین چه در من از توستصدایت هنوز در گوشم استکه میپرسی، هنوز او هست؟و من چتری میشود برای توو تو ناگهاه از میان انگشتانم میلغزی از میان همان نقطههای کور زندگیمآری، ...
این آسمان توست؟مشتم را باز کن ببین چه در من از ت...
02:31
55
4 ماه پیش
02:31
سکوت
40
8 ماه پیش
هر روز شب از راه میرسد هر بار دوباره خاک سرد میشودهر شب این دل برایت تنگ میشودصورتت را به زمین بچسبان ببین آرام میشود؟آری چنین میشودجان که لبریز میشود چشم پر از اشک میشودخورشید که ناپدید میش...
هر روز شب از راه میرسد هر بار دوباره خاک سرد می...
02:46
40
8 ماه پیش
02:46
تردید
20
9 ماه پیش
شده در کوچهای قدم بگذاری بیآنکه بدانی چرا؟یا بپیچی در جادهای اما ندانی کجا میبرد آن راه تو را؟شده در چشمان کسی نظر کنی که پاک ببرد حواس تو را؟ یا زیباییش بپراند هوش تو را؟کجا میبرد این تردید، م...
شده در کوچهای قدم بگذاری بیآنکه بدانی چرا؟یا بپ...
02:07
20
9 ماه پیش
02:07
ماتیک
32
9 ماه پیش
اجازه دارم باقیمانده قهوهات را سر بکشم؟کمی از ماتیکت هم روی فنجان ماندهمیتوانم آن را به صورتم بکشم؟چطور شد؟ مثل تو زیبا شد؟چقدر تا تحویل سال مانده؟یعنی اینهمه راه تا رسیدن به دلت مانده؟!چقدر امروز ا...
اجازه دارم باقیمانده قهوهات را سر بکشم؟کمی از مات...
02:44
32
9 ماه پیش
02:44
نیم نگاه
19
9 ماه پیش
نگاهم که به نگاهت میافتد،در دلم آشوب میافتدبا خود میگویم: آیا او هم هر شب قبل خواب به یاد من میافتد؟وقتی فکر کسی در جانت میافتد،این چنین نیست که تنها دماغت از کار میافتدیک جهانت از پا میافتدعش...
نگاهم که به نگاهت میافتد،در دلم آشوب میافتدبا خ...
01:33
19
9 ماه پیش
01:33
چشم انتظار
14
9 ماه پیش
کوچ میکنم میروم از اینجاخانهام هرجامن یک دوره گردمدورت بگردم!من به دوردستها میاندیشم من خود یک اندیشهامحبسشده در یک شیشهامبا دیوارهایی نازکبا من به آرامی حرف بزنکنارم کمی بنشین با من حرف بز...
کوچ میکنم میروم از اینجاخانهام هرجامن یک دوره گ...
03:49
14
9 ماه پیش
03:49
مشت کرده
10
10 ماه پیش
ایستاده، مشت کرده، پشت کردهبه هر آنچه میپرستیدقسم به همان که میپرستید روبرویم راهیست که هموار نیستدر دل جایی برای رشک فردا نیستمگر صورتی هست که نقش تو در آن پیدا نیستهر که غایت زن در او پیدا نیستو...
ایستاده، مشت کرده، پشت کردهبه هر آنچه میپرستیدقسم...
02:12
10
10 ماه پیش
02:12
تلخ، شیرین
15
11 ماه پیش
چگونه ادا کنم؟چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟چگونه فریاد زنم با دهانی که خودخواسته فرو بستهام؟حتی میلرزد قلمم وقتی که به آن میاندیشم وقتی که شیطان خودی مینمایدبا برق چکه و صدای سم خود عرض اندام...
چگونه ادا کنم؟چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟چگو...
03:41
15
11 ماه پیش
03:41
ژرف
15
1 سال پیش
از زبان تو میگویماز باورهای عمیق تواز ترسهای رخنه کرده در درون تواز حسهای لبریز شدهاز زخمهای تیره شدهاز تنهاییهایت از جداییهایتاز پلشتی اطرافیانتاز عشقهای بی سر و تهاز یک عمر دویدنهای بیره...
از زبان تو میگویماز باورهای عمیق تواز ترسهای رخن...
03:20
15
1 سال پیش
03:20
زبان سرخ
14
1 سال پیش
ایستادهای و به نقطهای خیره شدهایگه گاهی هم نیم نگاهی به من میاندازیمیدانم تو این راه را قبلا بارها رفتهایو هزاران بار هم آنرا در ذهنت مرور کردهایاما من چه کمکی میتوانم به تو بکنممن هم مثل خود...
ایستادهای و به نقطهای خیره شدهایگه گاهی هم نیم...
05:46
14
1 سال پیش
05:46
قهوه تلخ
49
1 سال پیش
همین بود، نبود؟ شب بود، نبود؟ ترسیده بود، نبود؟ تنها بود، تنها مثل یک مرداب بیحرکت، بیمعنی، بیجهت و تلخ! چه میشد کرد؟ چه میتوانست کرد؟ چه باید میکرد؟ باز شاید تشعشش آفتابی یا تابش نور مهتابی یا ...
همین بود، نبود؟ شب بود، نبود؟ ترسیده بود، نبود؟ تن...
03:34
49
1 سال پیش
03:34
دلتنگی
33
1 سال پیش
حالت چطور است؟ امروز چشمانت چه رنگ است؟ پیراهنت بوی پرتغال میدهد؟ رنگ موهایت به شرابی طعنه میزند؟ ساعت چند است؟ پاییز شما هم برگریزان میشود؟ آفتاب، مهمان اتاقت میشود؟ پنجرهات رو به دریاچه با...
حالت چطور است؟ امروز چشمانت چه رنگ است؟ پیراهنت بو...
01:38
33
1 سال پیش
01:38
سیاهی
16
1 سال پیش
تاریکی هجوم آوردهاز نشخوارهای ذهن هزاران دیو سربرآورده باز شب شدهباز این سر بی صاحب شدهفکر و خیالات چون شغالان گشنه باهم غلاویز شدهخون هم میرزندتن را به هم میریزندآب نجس بر سر و صورت هر چه سجاده پ...
جاده مرا میخواندجاده رگ خواب مرا میداند من از تبار جاماندگانم از در یکجا ماندن بیزارممن به یک رود میمانمدایم هوای رفتن در سرم دارم آن عقابی که در آسمان در حال جولان استگه در صعود و گه در فرود استا...
جاده مرا میخواندجاده رگ خواب مرا میداند من از تبا...
05:30
28
1 سال پیش
05:30
بازنده
21
1 سال پیش
یکبار که باد میوزد
وقتی که دلت میلرزد
بر روی تپهای بایست
چشمانت را ببند
و دستانت را به پهنای خیالت باز کن
بگذار تن تو سد عبور باد شود
بعد با لبانت آن را مزه مزه کن
ببین سرد است یا گرم؟
خشک است یا ...
یکبار که باد میوزد
وقتی که دلت میلرزد
بر روی تپ...
04:26
21
1 سال پیش
04:26
یک تابستان داغ
18
1 سال پیش
در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمد
پای پیاده و از یک راه کوهستانی
طولانیترین مسیر را هم برای خود انتخاب خواهم کرد
سنگلاخترینش را، دشوارترینش را
خود را برای تو آماده خواهم کرد
من سفری عاشقانه خواه...
در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمد
پای پیاده و ا...
02:22
18
1 سال پیش
02:22
عشق
20
1 سال پیش
عشق یعنی زندگی زیباست! من زیبایم، تو زیبایی و این جهان زیباست. عشق یعنی همه چیز در جهان برای نمایش دلدادگی مهیاست. پرده برافتاده و زمین صحنه رقص و آواز ماست. عشق یعنی جهان در نبود تو بیمعناست. پایان ...
عشق یعنی زندگی زیباست! من زیبایم، تو زیبایی و این ...
03:01
20
1 سال پیش
03:01
معجزه زندگی
16
1 سال پیش
وقتی که تمامی راهها بسته میشود
یا جسم و جان با هم خسته میشود
تازه ریزش باران شروع میشود
همه چیز یکدفعه دگرگون میشود
برکهها از آب پر
بیشهها مملو از صدای شرشر
و دلها صاف و پاک به درخشانی یک د...
وقتی که تمامی راهها بسته میشود
یا جسم و جان با ...
03:29
16
1 سال پیش
03:29
سفر کرده
18
1 سال پیش
ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران تو
بگو آخر چه بود آن خواب که برد هوش از سر تو
در کدامین سرزمین افتاده بود کلاه از سر تو
گفتی زود میرود نام و خاطرهام ز یاد تو
بیمعرفت، هر شب از خواب میپرم به...
ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران تو
بگو آخر چه ...
02:32
18
1 سال پیش
02:32
جهان من
16
1 سال پیش
در سینه رازی دارم
بنشین ای دوست با تو صحبت نازی دارم
چرا هر وقت که شقایق میبینم من هم شوق آواز دارم
تو بگو ای دوست
این چه سریست که من با جهان بیرون دارم
چرا هربار که اشک میریزم
مثل اینکه هیزم ب...
در سینه رازی دارم
بنشین ای دوست با تو صحبت نازی ...
01:44
16
1 سال پیش
01:44
راز و نیاز
21
2 سال پیش
صدای پای تو میآید
گوش کن!
ببین دل با یک صدا به چه تاب میآید
هر چه تا به امروز در سینه ریخته بودم
به هیجانی بر روی آب میآید
کاش کمی باران بیارد
خاک کمی بوی نم بگیرد
دوست دارم عطر تو را وقتی ر...
صدای پای تو میآید
گوش کن!
ببین دل با یک صدا به چ...
02:23
21
2 سال پیش
02:23
با تو، بی تو
18
2 سال پیش
با چشمان تو میبینم، با لبهای تو میخوانم، در نفسهای تو پیچیده
کلاف سردرگم زندگانی
ابرهای پریشانیم بر پیشانیم آخر چگونه سرد شودند تا وقتی
در پای تو من در حال جانفشانیام
با آنکه شب و روز از کوی تو ...
با چشمان تو میبینم، با لبهای تو میخوانم، در نفسه...
01:23
18
2 سال پیش
01:23
کافه
39
2 سال پیش
دلم یک سفر میخواهد
یک سفر دور
خیلی دور
آنقدر دور که هیچ صدای آشنایی به گوشم نرسد
که چه کنم؟
که کمی قدم بزنم
کجا؟
در کوچهها، در پس کوچهها، در بازار، در میان حجلهها
تا کی؟
تا وقتی که خسته شود پایم
ک...
دلم یک سفر میخواهد
یک سفر دور
خیلی دور
آنقدر دور ...
02:36
39
2 سال پیش
02:36
برای که
24
2 سال پیش
به من بگو چرا؟
جان من، به من بگو چرا؟!
نترس این تنها یک شوخی بود
دنبال چرایی نیستم
راستش را بخواهی دیر زمانیست که دیگر دنبال چرایی نمیروم
چرایی اصلا چه اهمیتی دارد
اما دلم میخواهد بدانم برای «که»؟
...
به من بگو چرا؟
جان من، به من بگو چرا؟!
نترس این تن...
04:30
24
2 سال پیش
04:30
تنگ آب
24
2 سال پیش
خواب بودم
چون جسم مردهای چند صباحی بر دار بودم
گمان میبردم چون جسم متحرکی دارم بیدار بودم
نمیدانستم اما تنها در مسیر باد ایستاده بودم
من اسیر پنجههای باد بودم
و مثل یک ماهی گرفتار تنگ بودم
چقدر هم...
خواب بودم
چون جسم مردهای چند صباحی بر دار بودم
گ...
02:05
24
2 سال پیش
02:05
گمگشته
41
2 سال پیش
گمگشته
ایستادهام در میان عکسهای تو
کو پس تو، کو آن رخ همیشه خندان تو
چگونه من آخر سر کنم با این درد هجران تو
چگونه میشود فراموش کرد آن شوری که حلقه میزد در چشمان تو
تا دیروز تو آینهای بودی در مق...
گمگشته
ایستادهام در میان عکسهای تو
کو پس تو، کو...
03:12
41
2 سال پیش
03:12
قاف
44
2 سال پیش
گفت این بوی تن است یا که خون
گفتم این بوی زایش است به دیده خون
قبضه جان از لحظه لخته شدن یک دریا خون
با جیغ و داد و شیحههایی چون فرود تیشه فرهاد بر بیستون
تو از این قصه بخوان شرح مفصل حدیث عشق را
گ...
گفت این بوی تن است یا که خون
گفتم این بوی زایش است...
01:55
44
2 سال پیش
01:55
زری
28
2 سال پیش
دستهایت را میبینم
طرح و نقشهات را هم میدانم
اما باز من بیتابم
مثل یک بید من لرزانم
سایهات را میشناسم
طلوعت را بارها و بارها دیدهام
در غروبت، من جای تو ستاره روی هم چیدهام
من اینگونه ظلمت را ...
دستهایت را میبینم
طرح و نقشهات را هم میدانم
اما...
02:09
28
2 سال پیش
02:09
در جستجوی شمس
18
2 سال پیش
منم منم آمدهام
خاطرهها، فاصلهها پشت سرم نهادهام
پشت در ایستادهام
باز کن، جنت و آب زمزمام
گرچه هنوز خستهام
پیر و پینه بستهام
باز توشه سفر بستهام
طرح سفر برای عمر بستهام
حال در پی یک همسفر...
ای که به کعبه میروی
ترسم که خطا میروی
کعبه مقصود در تو
و تو خوشحال که میروی
پیچ زلف یار در دستت
تو پی حض کجا میروی
کاسه وجودت چنان تنگ
که به اشارهای سر میروی
کنار ساحل دریا نشسته
ولی به درونش...
ای که به کعبه میروی
ترسم که خطا میروی
کعبه مقصود...
01:37
61
2 سال پیش
01:37
هوس
31
2 سال پیش
پشت سرم سایهای میآید
برمیگردم و نگاهش میکنم
در دستش یک سبد است با دو سیب قرمز
میگویم: سیب میخواهم
سیبی برمیدارد و گاز میزند
میگویم: اما من سیب خواستم!
با تعجب نگاهم میکند
با انگشتش به خودش و ...
پشت سرم سایهای میآید
برمیگردم و نگاهش میکنم
در ...
01:45
31
2 سال پیش
01:45
سرگردان
25
3 سال پیش
زورقی کوچک بر روی دریا سوی کرانهها روانه بود
پشتش ساحل خط لبی باریک به رنگ گل لاله بود
رفتم و گفتم ای شیخ کجا، نگرانم که تو بیراهه روی
ای دریا چنان بیکران است که تو براحتی طعمه شوی
عمق این بحر نه ...
زورقی کوچک بر روی دریا سوی کرانهها روانه بود
پشت...
02:11
25
3 سال پیش
02:11
زمستان مستمر
26
3 سال پیش
میبینی؟! هوا دوباره سرد شده
آب در برکه یخ بسته، چمنزار خالی از چنگ شده
شاخهها خشک و ترد، شبیه استخوانهای قبلِ مرگ شده
برگها روی زمین ریخته و ریز ریز شده، انگار که چند بار چرخ شده
دوباره باز زمستا...
میبینی؟! هوا دوباره سرد شده
آب در برکه یخ بسته، چ...
03:01
26
3 سال پیش
03:01
کوچهها
30
3 سال پیش
درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، برمیگردم و به جادهای که از آن آمدهام خیره میشوم. جادهای که هزاران ساعت در اعماق زمان کشیده شده است و میرود و میرود تا میرسد به کوچهها
ای صدایهای خاموش ش...
درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، برمیگردم و به ...
02:57
30
3 سال پیش
02:57
حلاج
22
3 سال پیش
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد. آنهایی هم که از قطار زندگی جاماندهاند تنها از انتخاب کردن باز ایستادهاند و مشعلشان را به دست دیگری سپاردهاند.
هر کدام از ما انباشتی از انتخابهای...
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد. آن...
03:22
22
3 سال پیش
03:22
رها
33
3 سال پیش
میخواهم رها شوم در باد
از بال و پر زدن برای لحظهای دست بکشم، بیاندازم خودم را در دامان باد تا ببرد مرا هر جا که دلش خواست و من کمی در خود گم باشم
میخواهم که اکسیژن در هوا باشم
پر شوم در سینه پیرز...
میخواهم رها شوم در باد
از بال و پر زدن برای لحظها...
03:43
33
3 سال پیش
03:43
Lost
23
3 سال پیش
Lost in a jungleYour only companion, your shadowAnd a beating heart in the shape of an arrowDon’t know where to goStanding at a crossroadsHave to choose between two roadsOne goes deep, the other one t...
Lost in a jungleYour only companion, your shadowAn...
02:31
23
3 سال پیش
02:31
سراب
25
3 سال پیش
تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل پایان یک تنهاییحسی از جنس کامل بودن، کافی بودننمیدانم چه شد آن حس را ، کجا رفتتنها میدانم که پر زد و رفترفت نشست بالای درختی در نزدیکی خانهماناز آ...
تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل ...
04:46
25
3 سال پیش
04:46
گلین گداخ گزماقا
33
3 سال پیش
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط باش" نام دارد که خوانندهاش مازیار فلاحی است.
...
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط...
02:57
33
3 سال پیش
02:57
سر نگران
23
3 سال پیش
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو من شبها چون طفلی گریان
کجا بودی ای مه من، ای دلیل کم سو شدن نور دیدههای من
بیا بنشین دمی در کنار من، تا بنگری در عمق چشمان من
میبینی نقش صورتی را ...
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو...
03:39
23
3 سال پیش
03:39
خیال غبارآلود
26
3 سال پیش
خیال غبارآلود
...
خیال غبارآلود
11:38
26
3 سال پیش
11:38
آخرین پرواز
22
3 سال پیش
گفتی برو
رفتم اما در خواب شدم
از پلکهایم دو بال ساختم
از تو یک فرشته در خیال ساختم
آنگاه در میانه آسمان
برای یافتنت مشغول پرواز شدم
به تو که گفته بودم
از بیفرشته بودن دگر خسته بودم
حال از روی چمن...
گفتی برو
رفتم اما در خواب شدم
از پلکهایم دو بال ...
05:07
22
3 سال پیش
05:07
خواب پیاله
19
3 سال پیش
خواب پیاله
یک روز برف خواهد بارید خیلی عمیق
یک روز باران خواهم آمد خیلی شدید
مرا در خود فرو خواهد برد این زخمهای عمیق با دردهایی که میشوند هر روز تشدید
باید رها کنم خود را از افکار پوسیده دفن شده ز...
خواب پیاله
یک روز برف خواهد بارید خیلی عمیق
یک روز...
05:43
19
3 سال پیش
05:43
I’m done!
17
3 سال پیش
I’m done with this world. Everyone; young, middle aged and old. And you too, don’t hide, be bold. Everything is highly priced or marked as sold. And where’s your price ticket, you young fellow citizen...
I’m done with this world. Everyone; young, middle ...
03:00
17
3 سال پیش
03:00
غزل و شعر تویی
27
3 سال پیش
غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویی
نور تویی شمع تویی، دلیل شادی هر جمع تویی
مکتب و درس تویی، قلم و جوهر دفتر مشق تویی
دلیل گریههای بیوقت من، باعث جوهر پسداده تویی
ناز تویی عشوه تویی، افسو...
غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویی
نور تویی ...
02:39
27
3 سال پیش
02:39
آشیانه گرم
19
3 سال پیش
چگونه میشود گفت آن جمله (دوستت دارم) را
ویران کرد، دوباره چید و بنا کرد این واژههای بهم پیوسته را
و در جهانی به این آشفتگی، منتظر گذاشت جانهای آکنده از درد و رنج را
چگونه میتوان زیر باران راه ر...
چگونه میشود گفت آن جمله (دوستت دارم) را
ویران ...
02:40
19
3 سال پیش
02:40
خرابات
24
3 سال پیش
گفت عاشقم
گفتم در عاشقی زیرکی رسم نیست
در خرابات گفتن دوستت دارم شرم نیست
ناباوران را که به کوی دل راه نیست
چشمها دو حلقهچاه نیست
گوشها در و دروازه شهر نیست
در غبغبههاجریان باد آیین زار نیست
شب...
گفت عاشقم
گفتم در عاشقی زیرکی رسم نیست
در خرابات گ...
01:33
24
3 سال پیش
01:33
شوالیه
24
3 سال پیش
برای خاطر تو آمدهام
برای دیدنت کوههای بلند را پیمودهام، قلههای پنهانشده زیر چتر ابر را، صخرههای روشنشده از تابش خورشید را، گردنههای پیچیده در همهمه باد را، دشتهای مملو از برف را، رودهای در خو...
برای خاطر تو آمدهام
برای دیدنت کوههای بلند را پیم...