رادیو فصل آوا

حسین خلیل نژاد
    24
    میانگین پخش
    1.7K
    تعداد پخش
    7
    دنبال کننده

    رادیو فصل آوا

    حسین خلیل نژاد
    24
    میانگین پخش
    1.7K
    تعداد پخش
    7
    دنبال کننده

    دل من دیر زمانی است که می پندارد ؛« دوستی » نیز گُلی است؛مثل نیلوفر و ناز ،ساقهء تُردِ ظریفی دارد .بی گمان سنگدل است آنکه روا می داردجان این ساقه نازک راـ دانسته ـبیازارد !*در زمینی که ضمیر من و توست ...

    دل من دیر زمانی است که می پندارد ؛

    « دوست...

    13:55
    • 5

    • 3 روز پیش
    13:55
    مگر از این تنهاتر میشود دیگر دل من کس ندانم چون موجی که بخواند ساحل من من همانم که ندانم لحظه ای جز به پریشانی و اندوه به که گویم درد دل را که شود تکرار در آینه ی کوه تا قیامت پاییزیست این جهان باطل ...


    مگر از این تنهاتر میشود دیگر دل من<...

    12:48
    • 8

    • 5 روز پیش
    12:48
    من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تواین روزها پر از هیجان تغزلم چیزی بجز ترانه ندارم برای توجان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تواز حد دوست دارمت اعداد ع...

    من مدتی است ابر بهارم برای تو

    باید ولم ک...

    14:05
    • 13

    • 1 هفته پیش
    14:05
     باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقیها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه، کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه ی چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده ست و درخت گیلاس هد...

     ب...

    12:28
    • 10

    • 2 هفته پیش
    12:28
    برآمد باد صبح و بوی نوروزبه کام دوستان و بخت پیروزمبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روزچو آتش در درخت افکند گلناردگر منقل منه آتش میفروزچو نرگس چشم بخت از خواب برخاستحسدگو دشمنان ر...

    برآمد باد صبح و بوی نوروز

    به کام دوستان و...

    14:34
    • 11

    • 2 هفته پیش
    14:34
    حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری آن همه صبوری من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده هی بوی بال کبوتر و نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید پس بگو قرار بود که...

    حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رس...

    14:47
    • 9

    • 1 ماه پیش
    14:47
    به سراغ من اگر می‌آیید،پشت هیچستانمپشت هیچستان جایی استپشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی استکه خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاکروی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبحبه سر تپ...

    به سراغ من اگر می‌آیید،

    ...

    14:31
    • 4

    • 1 ماه پیش
    14:31
    ماهی تنهای تنگم !کاش دست سرنوشتبرکه ای کوچک به من می داددریا ... پیشکش !...

    ماهی تنهای تنگم !

    کاش دست سرنوشت

    بر...

    13:35
    • 5

    • 1 ماه پیش
    13:35
    هنگام که گریه می دهد ساز این دود سرشتِ ابر بر پشت هنگام که نیل، چشم، دریا از خشم به روی میزند مشت زان دیر سفر که رفت از من غمزه زن و عشوه ساز داده دارم به بهانه های مانوس تصویری از او بر گشاده ...

    هنگام که گریه می دهد ساز

    این دود سرشتِ ا...

    13:39
    • 9

    • 1 ماه پیش
    13:39
    قبول که ما دو خط موازی ، هیچگاه وقت بهم نمی رسیمفقط ... این فاصله را کمتر کن،می خواهم بهتر ببینمت...

    قبول که ما دو خط موازی ،

    هیچگاه وقت بهم ...

    13:21
    • 4

    • 1 ماه پیش
    13:21
    بهار نزدیک است صدای قدمهایش ، درختان را از خواب بیدار می کندبهار نزدیک است و چشمه ها خوب می دانند که با بهار همه چیز را می شود از نو نوشتبهار نزدیک است ، کاش تو هم با بهار بیایی .....

    بهار نزدیک است

    صدای قدمهایش ، درختان را ...

    14:40
    • 5

    • 1 ماه پیش
    14:40
    چقدر این فاصله کوتاه است :فاصله میان زیستن و هیچ شدنچقدر تمام شدن ، آسان است :با آن همه سختی هایی که در آغاز داشتیبا آن همه سرسخت بودنمان در بودن ،چقدر تمام شدن آسان است......

    چقدر این فاصله کوتاه است :

    فاصله میان زیس...

    14:07
    • 6

    • 1 ماه پیش
    14:07
    چون پاره سنگی ، عاشقم به گنجشکی ، هراسان و هر بار نا امید بر می گردم به خاک بر می گردم به خویش نا امید و نیازمند زبانه می کشد آغوشم به سویت از تو دور افتادم از تو دور افتادم در بی مجالی و لالی به کاغذ...

    چون پاره سنگی ، عاشقم

    به گنجشکی ، هراسان...

    14:21
    • 6

    • 1 ماه پیش
    14:21
    دره ها گلوله خورده اندجنگل گلوله خورده استخون همین حالا دارددر انارها جمع می شودمن امابر تپه ای نشسته امبهمن کوچک دود می کنم.یعنی تنهایمیعنی نام هیچکس در دهانم نیستو اندوه رامثل عینکی دودیبر چشم گذاشت...

    دره ها گلوله خورده اند

    جنگل گلوله خورده ا...

    14:07
    • 10

    • 1 ماه پیش
    14:07
    فراموشت کرده ام اي نور دسته دسته که بر هم مي گذارم و تو را مي سازم. ماه سياه ! که پيشاني داغت را برف شسته است اقيانوس عاشق ! که در پي قويي کوچک روانه رود مي شوي ! از يادت برده ام همچون چاقويي در قلب ه...


    فراموشت کرده ام اي نور دسته دسته ک...

    14:18
    • 6

    • 1 ماه پیش
    14:18
    هوای دلتنگی های مرا داشته باش ممکن است با آخرین برف در حوالی تنهایی گم شومو بعد از آن ، فرصتی برای دلتنگی های من نداشته باشی ...

    هوای دلتنگی های مرا داشته باش

    ممکن است ب...

    14:39
    • 12

    • 1 ماه پیش
    14:39
    سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی می‌گذرمکه نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد ونه اي...

    سلام!


    حال همه‌ی ما خوب است

    ...
    13:34
    • 14

    • 1 ماه پیش
    13:34
    در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود ،و ابرهایی که ناغافلتو ، بهار را به پنجره‌ام هدیه کردیو ماه مهربان را ، به دست‌هایمحالا کجا مانده‌ایدوباره بیایی کنار پنجره‌امبگویی: سلامبهار آورده‌ام، نمی‌خواهی؟((رضا ...

    در زمستانی که ...

    14:23
    • 14

    • 1 ماه پیش
    14:23
    چشمانم را از مادريزرگ به ارث برده امزني كه چشمه ي روستااز حسادتِ چشمانشخشك شد و اوتمامِ شب راروي پل ، باريدباغ هاي روستاهيچ ساليمثلِ آن سال محصول ندادند!<< سمانه سوادی >>...

    چشمانم ...

    14:39
    • 4

    • 1 ماه پیش
    14:39
    عشق این استکه جغرافیایی نداشته باشدو تو تاریخی نداشته باشیعشق این است که توبا صدای من سخن بگوییبا چشمان من ببینیو هستی رابا انگشتان منکشف کنی..." نزار قبانی "...

    عشق این است

    که جغرافیایی نداشته باشد

    <...
    14:29
    • 18

    • 1 ماه پیش
    14:29
    گاهی زود میرسممثل وقتی که بدنیا آمدمگاهی اما خیلی دیرمثل حالا که عاشق تو شدم دراین سن وسال من همیشه برای شادی ها دیر میرسمو همیشه برای بیچارگی ها زودو آنوقت یا همه چیز به پایان رسیده استو یا هیچ چیزی...

    گاهی زود میرسم

    مثل وقتی که بدنیا آمدم

    ...
    14:28
    • 28

    • 1 ماه پیش
    14:28
    دور دنیا هم که چرخیده باشی باز دور خودت چرخیده ایراه دوری نخواهی رفتحتی در خواب های آب رفته ات که تیک تاک بیداری مُدام تهدیدشان می کندمی گویند دنیا کوچک شده است و اُستوا در آینده ای نزدیک همسایه ...

    دور دنیا هم که چرخیده باشی باز دور خودت چرخیده...

    14:28
    • 17

    • 2 ماه پیش
    14:28
    چه می گذرد در دلم که عطر آهن تفته از کلماتم ریخته است چه می گذرد در خیالم که قل قل نور از رگ هایم به گوش می رسد چه می گذرد در سرم که جر جر توفان بند شده در گلویم می لرزد سراسر نام ها را گشته ام و ن...

    چه می گذرد در دلم که عطر آهن تفته از کلماتم ری...

    13:43
    • 24

    • 2 ماه پیش
    13:43
    کم می‌خوابم ، اما رویا فراوان دارم! می‌دانم برای هَر دقیقه‌ای که چِشمان‌مان را می‌بندیم ، شَصت ثانیه روشنایی از دست می‌دهیم .. [ گابريل گارسيا مارکز ]​...


    کم می‌خوابم ،

    اما رویا فراوا...

    14:27
    • 31

    • 2 ماه پیش
    14:27
    ﺧﺴﺘهﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ...ﺑﯽ ﺷﮑﯿﺐﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﻦ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ"سیدعلی صالحی"...

    ﺧﺴﺘه

    14:21
    • 28

    • 2 ماه پیش
    14:21
    می‌دانمتمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شونداما شمار آنهایی که عاشق می‌مانند از انگشتان دستم بیشتر نیستیکی‌شان همان شاعری که گمان می‌کرد در دوردست دریا امیدی نیستمی‌ترسیدم خدای نکرده آنقدر در غرب...

    می‌دانم

    13:33
    • 23

    • 2 ماه پیش
    13:33
    عاشق شدن در زمستان فکر چندان خوبی نیست.در این فصل علائم بیشتر و دردناک‌ترند.روشنایی بی‌نقص سرما لذت اندوهگین انتظار را تشدید می‌کند.لرزش از سرما تب‌وتاب و هیجان را چندبرابر می‌کندکسی که اول فصل سرما ع...

    عاشق شدن در زمستان فکر چندان خوبی نیست.

    د...

    13:44
    • 22

    • 2 ماه پیش
    13:44
    از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر استپیغام آشنا نفس روح‌پرور استهرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر استشاهد که در میان نبود شمع گو بمیرچون هست اگر چراغ نباشد منور استابنای روزگار ب...

    از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است

    پیغام ...

    14:41
    • 19

    • 2 ماه پیش
    14:41
    ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما راعلاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا راگرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکیناننبایستی نمود اول به ما ...

    ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

    به ...

    13:55
    • 46

    • 2 ماه پیش
    13:55
    مشت هایم را بسته ایبه گل یا پوچ بچگانه اتو حواست نیستبادبادک هایمان را که آزاد کنندآسمان کوچک نمی شود!!تو تنهادست روی دستهایت گذاشته ایتا ایستاده باشیو من و مشت هایمخوب می دانیم،فاجعه زمانیستکه شاخه ه...

    مشت هایم را بسته ای

    به گل یا پوچ بچگانه ا...

    13:20
    • 28

    • 3 ماه پیش
    13:20
    عشق مثل تصادف است !اولش داغی ؛ نمیفهمی ؛و بعد درد و اندوه....و آخر سر ؛به زخمش عادت میکنی ؛(اگر) نباشد ؛ انگار چیزی کم داری ...((چیستا یثربی))...

    عشق مثل تصادف است !

    اولش داغی ؛ نمیفهمی ؛...

    14:39
    • 20

    • 3 ماه پیش
    14:39
    تمام پروانه‌ها قاصدک بودند . .به هر قاصدکیراز چشمان تو را گفتمپروانه شدتمام پروانه‌هاادای چشمان تو رادر می‌آورند چون بغض مرا دوست دارند.          ...
    می‌دانم حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری آن همه صبوری من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده هی بوی بال کبوتر و نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید پس ...

    می‌دانم

    حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ا...

    14:08
    • 33

    • 3 ماه پیش
    14:08
    قسم به عشق که دروازه ی سپیده دم است قسم به دوست که با آفتاب ها ، به هم استقسم به عشق که زیتون باغ های شمالقسم به دوست که خرمای نخل های بم استسپس به جنون ــ این رهایی مطلق ــکه در طریقت عشّاق اوّلین قد...

    قسم به عشق که ...

    14:20
    • 34

    • 3 ماه پیش
    14:20
    من بلدم آنقدر دیر بخوابمکه اندوهم را خواب کنماما یکی به من بگویدکی بیدار شوم از خوابکه اندوه زودتر از من بیدار نشده باشد... ...

    من بلدم آنقدر دیر بخوابم

    که اندوهم را خوا...

    15:04
    • 52

    • 3 ماه پیش
    15:04
    پس سینه‌ام سرد شداگرچه گام‌هایم سبک بوددستکش دست چپم را به دست راست کشیدمپله‌ها بسیار بوداگرچه می‌دانستم تنها سه پله استمیان درختان افرا نجوایی پائیزیاز من می‌خواست که با او بمیرممن قربانی سرنوشت...

    پس سینه‌ام سرد شد

    <...
    14:25
    • 22

    • 3 ماه پیش
    14:25
    دير آمدی ... دُرُست! پرستارِ پروانه و ارغوان بوده‌ای، دُرُست! مراقب خواناترين ترانه از هق‌هقِ گريه بوده‌ای، دُرُست! رازدارِ آوازِ اهل باران بوده‌ای، دُرُست! خواهرِ غمگين‌ترين خاطرا...


    دير آمدی ... دُرُست! 

    14:40
    • 38

    • 3 ماه پیش
    14:40
    سلام آخرین فصل سالسلام برف های نیامده ، برف های نشسته بر شیروانی لحظه ها !سلام ای کاج های س‍پید ، ای پنجره های بخارگرفته ! سلام ای ثانیه هایی که از کت های پشمی آمده اید! سلام شال گردن های نیمه تمام !س...

    سلام آخرین فصل سال

    سلام برف های نیامده ، ...

    12:53
    • 21

    • 3 ماه پیش
    12:53
    تن سردو دلش کباب آدم برفیدل داده به آفتاب آدم برفیعاشق شده بود ،پس خودش را گم کردشد ذره به ذره آب ،آدم برفی...

    تن سردو دلش کباب آدم برفی

    <...
    14:41
    • 34

    • 3 ماه پیش
    14:41
    به کویر خواهم رفتبا سطلی از باران لاهیجانپیراهنی سوغات خواهم برداز مخمل سبز برنج برای خواهرم شن زاربه جنوب خواهم رفتبا حنجره ای پر از صدای خزرتا با خلیج فارس حرف بزنمباید بروم به زیارت نخلبا تاجی از ش...

    به کوی...

    14:45
    • 24

    • 3 ماه پیش
    14:45
    ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم/ ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم/ ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم/ چگونه بینم/ وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم/ از تو کجا گریزم/ ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو/ ...

    ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم/

    ای توبه...

    14:14
    • 64

    • 3 ماه پیش
    14:14
    فصل دوم پادکست «رادیو فصل آوا‌» با عنوان « زمستان خوانی » تقدیم حضور شما میشه / این اپیزودها مجموعه ایست از متن های ادبی ،شعر ، دکلمه ، ترانه ، تصنیف و بریده های فیلم با رنگ و آهنگ زمستان / امید که مو...

    فصل دوم پادکست «رادیو فصل آوا‌» با عنوان « زمست...

    14:37
    • 50

    • 3 ماه پیش
    14:37
    تو نیستیجیب های من از آجیل تنهایی پر استیلدا ، امشب نیست !یلدا ، نبودن توست که هی کش می آید و روزگارم را بارانی می کندتو نیستیانارهای روی میز بلاتکلیفندهیچ فال حافظی حالم را خوب نمی کندتو نیستی ، یلدا...

    تو نیستی

    جیب های من از آجیل تنهایی پر است...

    14:55
    • 42

    • 3 ماه پیش
    14:55
    فصلی ست بین فصل پاییز و زمستان /من نام آن را می­گذارم فصل گریه /فصلی که جان به آسمان نزدیک می­ گردد!((نزار قبانی))...

    فصلی ست بین فصل پاییز و زمستان /

    من نام آ...

    13:53
    • 36

    • 4 ماه پیش
    13:53
    برای من فصل هاهمیشه از چشمانِ تو شروع می شود ؛امروز که نگاهم کردی فهمیدمزمستان چقدر زودتر آمده است ! ...

    برای من فصل ها

    همیشه از چشمانِ

    تو ...

    13:52
    • 31

    • 4 ماه پیش
    13:52
    گلهای شمعدانی همه شکل تو هستنرنگین کمان را بر سر زلف تو بستنتا طاق ابروی بت من تا به تا شددردی کشان پیمانه هاشان را شکستندتو میر عشقی تو میر عشقی عاشقان بسیار داریپیغمبری با جان عاشق با جان عاشق کار د...

    گلهای شمعدانی همه شکل تو هستن

    رنگین کمان ...

    14:27
    • 30

    • 4 ماه پیش
    14:27
    تهران...هوای سُربی آذر... ولی‌عصردور از نشاط صبح و کبوتر... ولی‌عصرسرسام بنزها و صدای نوارهاشب‌های بی‌چراغ و مکدّر ولی‌عصرخاموش در بنفش مِه و آسمان‌خراشدر برزخی سیاه شناور، ولی‌عصرپنهان در ازدحام کلاغ...

    تهران...هوای سُربی آذر... ولی‌عصر

    دور از ...

    13:54
    • 29

    • 4 ماه پیش
    13:54
    هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابر بر پشتهنگام که نیل چشم دریااز خشم به روی می زند مشت زان دیر سفر که رفت از منغمزه زن و عشوه ساز دادهدارم به بهانه های مانوستصویری از او به بر گشاده. ل...

    هنگام که گریه می دهد ساز

    این دود سرشت ابر...

    14:02
    • 34

    • 4 ماه پیش
    14:02
    عمقِ آخرین حرف‌هامثلِ ایستادن کنارِ دره‌ایمی‌ترساندمو سنگ ریزه‌ایکه به اعماق می‌غلتدهمه چیز را با خود برده است ماجرا برای تو کوچک بودمثلِ سوزنی که در قرنیه‌ام فرو کنیاحساس می‌کنمکسی که نیستکسی که...

    عمقِ آخرین حرف‌ها

    13:50
    • 43

    • 4 ماه پیش
    13:50
    گلدان کوچکت را به روی پنجره گذاشتی تا باران بگیردسرمان را روی شانه های هم گذاشتیم و بی کلام به آن خیره شدیمدنیا به رنگ گلدان تو بود ......

    گلدان کوچکت را به روی پنجره گذاشتی تا باران بگی...

    14:23
    • 21

    • 4 ماه پیش
    14:23
    shenoto-ads
    shenoto-ads