بوبَن خوانی ( خوانش نوشته های بوبَن)

آزاده ابراهیمی
37
میانگین پخش
3.7K
تعداد پخش
33
دنبال کننده
  • 0

  • 9 ساعت پیش
این بخش از ابله محله یکی از عمیق‌ترین تأملات کریستیان بوبن درباره «پایان» است؛ اما او پایان را به معنای نابودی نمی‌بیند، بلکه آن را آستانه‌ای برای دگرگونی می‌داند.وقتی می‌گوید:«شما چیزی را می‌پذیرید ی...

این بخش از ابله محله یکی از عمیق‌ترین تأملات کر...

10:31
  • 0

  • 9 ساعت پیش
10:31
  • 3

  • 1 روز پیش
این بخش از ابله محله چند لایه معنا دارد و به نظر می‌رسد بوبن در آن درباره‌ی ناپایداری خوشبختی، نسبی بودن عقل و ترس انسان از ناشناخته بودن خود و دیگران حرف می‌زند.«هیچ چیز دوام ندارد، هیچ چیز تا ابد با...

این بخش از ابله محله چند لایه معنا دارد و به نظ...

10:27
  • 3

  • 1 روز پیش
10:27
  • 10

  • 2 روز پیش
بخش ۱۳بعد از چندین ماه سلام ...

بخش ۱۳

بعد از چندین ماه سلام

07:40
  • 10

  • 2 روز پیش
07:40
  • 15

  • 4 ماه پیش
........

.....

08:58
  • 15

  • 4 ماه پیش
08:58
  • 15

  • 4 ماه پیش
.......

....

08:01
  • 15

  • 4 ماه پیش
08:01
  • 10

  • 4 ماه پیش
بوبن جهان را بر اساس یک قانون قدیمی و نامکتوب بازتعریف می‌کند: هرکس بیشتر دارد، هم‌زمان کمتر هم دارد. این قانون نه اخلاقی است و نه اجتماعی، بلکه هستی‌شناسانه است؛ نگاهی که زندگی و مرگ را از هم جدا نم...

بوبن جهان را بر اساس یک قانون قدیمی و نامکتوب ...

09:48
  • 10

  • 4 ماه پیش
09:48
  • 28

  • 4 ماه پیش
در این بخش از «ابله محله»، بوبن بار دیگر نوشتن را نه به‌عنوان مهارت یا استعداد، بلکه به‌مثابه واکنشی ناگزیر به زندگی و رنج تصویر می‌کند؛ راوی می‌خواهد در برابر لبخند، هدیه بدهد، اما درمی‌یابد که هدیه ...

در این بخش از «ابله محله»، بوبن بار دیگر نوشتن ...

11:58
  • 28

  • 4 ماه پیش
11:58
  • 19

  • 4 ماه پیش
در این بخش از «ابله محله»، کریستین بوبن عشق را نه به‌عنوان احساس یا اعتراف زبانی، بلکه به‌مثابه توانایی دیدن دیگری تعریف می‌کند؛ دیدنی که خود به‌تنهایی کافی است و نیازی به توضیح ندارد. دوست‌داشتن در ج...

در این بخش از «ابله محله»، کریستین بوبن عشق را ...

07:10
  • 19

  • 4 ماه پیش
07:10
  • 10

  • 5 ماه پیش
این بخش ستایشی است از ضعف، کندی و ندانستن؛ ارزش‌هایی که در جهان مدرن سرکوب شده‌اند. ابله با نخواستن، با ندانستن و با نگاه‌کردن، به نوعی دانایی شهودی دست پیدا می‌کند؛ دانایی‌ای که از جنس عشق، سکوت و ح...

این بخش ستایشی است از ضعف، کندی و ندانستن؛ ارز...

08:22
  • 10

  • 5 ماه پیش
08:22
  • 7

  • 5 ماه پیش
این بخش با جمله‌ای درباره‌ی خطر فکر کردنِ زیاد شروع می‌شود؛ اما نه به معنای ضدعقل‌بودن. بوبن می‌گوید مشکل از جایی شروع می‌شود که فکر جای دیدن را می‌گیرد. انسان به‌جای اینکه چیزی را تجربه کند، فوراً آن...

این بخش با جمله‌ای درباره‌ی خطر فکر کردنِ زیاد ...

09:20
  • 7

  • 5 ماه پیش
09:20
  • 9

  • 5 ماه پیش
این گفت‌وگو در ظاهر ساده و روزمره است، اما در لایه‌ی زیرین، پرسشی عمیق درباره‌ی هویت مطرح می‌کند. پرسش «اسم شما چیست؟» در این متن، سؤال شناسنامه‌ای نیست؛ تلاشی است برای دست‌یافتن به حقیقت وجودی انسان....

این گفت‌وگو در ظاهر ساده و روزمره است، اما در ل...

08:22
  • 9

  • 5 ماه پیش
08:22
  • 4

  • 5 ماه پیش
این بخش از متنِ کریستین بوبن، یکی از نمونه‌های بسیار خالصِ نوشتار اوست جایی که «امر عاطفی»، «راز» و «تماشا» به هم گره می‌خورند.این متن درباره‌ی حق انسان برای داشتن ناحیه‌ای دست‌نخورده است؛ جایی که نه ...

این بخش از متنِ کریستین بوبن، یکی از نمونه‌های ...

10:01
  • 4

  • 5 ماه پیش
10:01
  • 7

  • 5 ماه پیش
این بخش از «ابله محله» بوبن نسبت حقیقت با آموزش، زبان، و ایمان کودکانه است بوبن می‌گوید: آموزش، اگر خیال را حذف کند، حقیقت را هم حذف می‌کند شک، اگر زنده باشد، به ایمان نزدیک‌تر است تا به انکار حقیقت، ...

این بخش از «ابله محله» بوبن نسبت حقیقت با آموزش...

09:39
  • 7

  • 5 ماه پیش
09:39
  • 10

  • 5 ماه پیش
این بخش از «ابله محله» کریستین بوبن یکی از نمونه‌های روشنِ نگاه شاعرانه و هستی‌شناسانه‌ی او به «تماشا»، «تماس» و «شکنندگی معنا»ست. در این قطعه، بوبن می‌گوید: زندگی در لطافت است، نه در قدرت معنا در لمس...

این بخش از «ابله محله» کریستین بوبن یکی از نمون...

08:25
  • 10

  • 5 ماه پیش
08:25
  • 27

  • 5 ماه پیش
«ابله محله» کریستین بوبن یکی از شفاف‌ترین جاهایی‌ست که زبان ساده‌ی او به عمیق‌ترین لایه‌های هستی وصل می‌شود. ۱. زمانِ معکوس: لبخند بعد از مرگ حرکت میکند جمله‌ی اول با یک پارادوکس شروع می‌شود: «هنگامی...

«ابله محله» کریستین بوبن یکی از شفاف‌ترین جاهای...

14:00
  • 27

  • 5 ماه پیش
14:00
ترانه پایانی : برف از چارتار ...

ترانه پایانی : برف از چارتار

11:31
  • 8

  • 5 ماه پیش
11:31
یکی از شاعرانه‌ترین بخش‌های متن جایی که امر روزمره (آشپزخانه، آب، لکه‌ی لباس) به‌تدریج به رخدادی وجودی و عاشقانه تبدیل می‌شود. ۱. متن نشان می‌دهد که یک رخداد عاشقانه می‌تواند در کاملاً عادی‌ترین فضا...

یکی از شاعرانه‌ترین بخش‌های متن جایی که امر رو...

00:00
  • 13

  • 5 ماه پیش
00:00
این بخش از «زن آینده» یک مراقبه‌ی آرام اما عمیق درباره‌ی رهایی، مانع، و سوء‌تفاهم ما از نجات است. ۱. جهانِ «تقریباً در دسترساین بخش از متن با تصویری آغاز می‌شود از زندگی‌ای که: شاد، نو، تازه و تقریبا...

این بخش از «زن آینده» یک مراقبه‌ی آرام اما عمیق...

12:40
  • 10

  • 5 ماه پیش
12:40
تقدیم با عشق به مناسبت زادروز پاییزی جانان جشنی بر بلندی ها ، فراتر از امید عشق به‌مثابه “پل” است در بخشی از متن، بوبن لحنی بسیار عاشقانه می‌گیرد:«من دنیا را با چشمان تو نگاه می‌کنم…ما از پلی باریک گذ...

تقدیم با عشق به مناسبت زادروز پاییزی جانان

...
17:06
  • 10

  • 5 ماه پیش
17:06
در این بخش از کتاب «زن دیوانه» که با نثر دقیق و روانش، روابط انسانی و سایه‌های روانی شخصیت‌ها را می‌کاود, نویسنده از زاویۀ دیدی عاطفی–روانشناختی، تیپ شخصیتی لیز را توضیح می‌دهد؛ کسی که «حضورش سبک‌بال»...

در این بخش از کتاب «زن دیوانه» که با نثر دقیق و...

18:31
  • 15

  • 6 ماه پیش
18:31
این بخش،از کتاب نشان می‌دهد نویسنده در حال توصیف یک تجربه‌ی حسی و روان‌شناختی بسیار ظریفی است و از طریق جزئیات جسمانی و فضایی، رابطه‌ی انسان با محیط و خودش را کشف می‌کند این بخش پر از فضاسازی دقیق اس...

این بخش،از کتاب نشان می‌دهد نویسنده در حال توصی...

00:00
  • 18

  • 6 ماه پیش
00:00
جمله ای از متن می‌گوید«برای اینکه بتوانیم چند نوع زندگی داشته باشیم، کافی است هیچ نوع زندگی خاصی برای خودمان نداشته باشیم.»این جمله در ظاهر متناقض است، اما معنای عمیقی دارد:هویت سیال به‌جای هویت ثابت ...

جمله ای از متن می‌گوید


«برای ا...

10:08
  • 20

  • 6 ماه پیش
10:08
" ... تورا دوست دارم چه معنایی دارد ؟ این جمله ای بدون فاعل است فعلی است که به خودی خود بیان می شود در یک نفس پر می گیرد در پروازش از پا می افتد از سکوتی به سکوتی دیگر گذر می کند ما در کتاب ها تفادت ...

" ... تورا دوست دارم چه معنایی دارد ؟ این جمله ...

18:13
  • 18

  • 6 ماه پیش
18:13
از متن:"....غم زمانی که ما را در بر می‌گیرد، کاملا نابودشان نمی‌کند و این دقیقا همان ایرادی است که به غم می‌توان گرفت ، اینکه بر همه چیز ناگهان و برای همیشه چیره نمی شود و چند گل ساده را در یک گو...

از متن:"....غم زمانی که ما را در بر می‌گیرد،&nb...

11:31
  • 15

  • 6 ماه پیش
11:31
نام موزیک پایانی : ماه عسل ...

نام موزیک پایانی : ماه عسل

18:55
  • 13

  • 6 ماه پیش
18:55
این بخش از کتاب «زن آینده» در ظاهر گفت‌وگویی است میان دختر و مادرش، اما در عمق خود گفت‌وگویی است میان زنِ امروز و زنِ درون یا زنِ گذشته‌اش زنی که هم مادر است و هم مبدأ خیال و روشنایی متن با واژه‌هایی ...

این بخش از کتاب «زن آینده» در ظاهر گفت‌وگویی اس...

14:10
  • 9

  • 6 ماه پیش
14:10
این بخش از کتاب «زن زندگی» (که خودش متنی سرشار از تلاقی احساس و تفکره) واجد یک درام فلسفی و روان‌شناختی‌ه؛ گفتار در مورد «اشتیاق» است، اما از زاویه‌ای تاریک و وجودی.نویسنده با تعبیر «بدجنسی در قلب انس...

این بخش از کتاب «زن زندگی» (که خودش متنی سرشار ...

12:28
  • 8

  • 6 ماه پیش
12:28
این بخش در واقع مانیفستی‌ست از فلسفه‌ی بوبن: «زندگی، قطعه‌ای موسیقی است که باید خودت ادامه‌اش دهی، در سکوت و تنهایی، با آگاهی از پایان، و با ایمان به زیبایی آنچه می‌سازی.»«صدای بسیار بم ویولونسل... ضر...

این بخش در واقع مانیفستی‌ست از فلسفه‌ی بوبن:

14:39
  • 13

  • 7 ماه پیش
14:39
بوبن با دقتی شاعرانه اسبی سیاه را توصیف می‌کند که در نزدیکی خانه‌ای روستایی ایستاده و منتظر دخترک شهرنشین است. تمام صحنه با جزئیات حسی ساخته شده:حرکت ماهیچه‌ها زیر پوست، لرزش نور روی ابریشم سیاه → ترک...

بوبن با دقتی شاعرانه اسبی سیاه را توصیف می‌کند ...

21:23
  • 29

  • 7 ماه پیش
21:23
از متن : "این توانایی خطوط ، این سیاهی خیره کننده را دوست دارم در رنگهای سیاه شما برقی از سرخی مانند یک خشم دیده می‌شود. بالاخره به جمع ماه برگشتید ، سیاه بختی تابلوهای حقیقی را به وجود می آورد خوشحال...

از متن : "این توانایی خطوط ، این سیاهی خیره کنن...

15:19
  • 19

  • 7 ماه پیش
15:19
بخشی از متناین داستان یک فرشته غمگین است . فرشته از آغاز جهان در باغی راه می رود . باغ بسیار بزرگ است ، بی در و دیوار . علف ها مانند شعله های آتش اند . درختهای سیب از جنس طلا . وقتی سیبی را گاز می زنی...

بخشی از متن

این داستان یک فرشته غمگین است...

15:52
  • 29

  • 7 ماه پیش
15:52
قسمت اول : زنِ آینده _چهار دسته گل بنفش در چهار گوشه بستر«زن آینده» نوشته‌دیگری از کریستین بوبن، سفری شاعرانه و فلسفی است به ژرفای زنانگی و روح انسان. بوبن، که به خاطر نثر لطیف و نگاه تأمل‌گرش به زندگ...

قسمت اول : زنِ آینده _چهار دسته گل بنفش در چهار...

15:57
  • 29

  • 7 ماه پیش
15:57
  • 24

  • 7 ماه پیش
داستان دیوانه بازی بوبن به دلیل هجم محدود فضای شنوتو به طور کامل در فضای تلگرام آرشیو شد برای شنیدن داستان دیوانه،بازی لطفا به آدرس کانال بوبن خوانی مراجعه کنید https://t.me/Readingbobin...

داستان دیوانه بازی بوبن به دلیل هجم محدود فضای ...

13:10
  • 24

  • 7 ماه پیش
13:10
دکلمه میانی: سروده و صدای هوشنگ ابتهاج ترانه پایانی : ساعت دیواری چاوشی از متن: " مرگ موسیقی را نابود نمیکند، گلهای رز را نابود نمیکند، کتاب ها را نابود نمیکند، هیچ چیز را نابود نمیکند. "...

دکلمه میانی: سروده و صدای هوشنگ ابتهاج

<...

09:50
  • 31

  • 10 ماه پیش
09:50
کتاب «قاتلی پاک همچون برف» (به فرانسوی: Un assassin blanc comme neige) اثر دیگری است از کریستین بوبن (Christian Bobin)، نویسنده و شاعر معاصر فرانسوی که با نثری شاعرانه، تأمل‌برانگیز و گاه عرفانی شناخت...

کتاب «قاتلی پاک همچون برف» (به فرانسوی: Un assa...

09:06
  • 26

  • 11 ماه پیش
09:06
از متن : "لوئیز امور با مرگ خود ، عالم سماوی سابق را مانند پرده ای که ضمن سقوط به آن چنگ زده باشد، با خود برده بود. خداوندی که اینک در ذهن من متجلی می گشت، به بت های فضلا که در مرمر َشفاف و براق جمله ...

از متن : "لوئیز امور با مرگ خود ، عالم سماوی سا...

16:33
  • 37

  • 11 ماه پیش
16:33
  • 25

  • 11 ماه پیش
از متن :" من پنداشته بودم که لوئیز امور را دوست دارم و بی شک او نیز نسبت به من چنین پنداشته بود، اما اکنون به تدریج می فهمیدم که تصویرهای ما با هم رقصیده بودند ، و نه وجود واقعی ما! لوئیز امور شخصیتی ...

از متن :" من پنداشته بودم که لوئیز امور را دوست...

18:38
  • 25

  • 11 ماه پیش
18:38
  • 22

  • 11 ماه پیش
از متن :" زندگی یا آنچه زندگی می نامیم، ما را به دنیا وابسته می‌کند ود صفحه فشرده انتظار به جلو می رند، دست خویشاوند ویا شاید هیولایی روی شانه مان قرار می‌گیرد. تحت فشارشان می گذارد تا هر سانتیمتر مر...

از متن :" زندگی یا آنچه زندگی می نامیم، ما را ...

12:22
  • 22

  • 11 ماه پیش
12:22
  • 27

  • 11 ماه پیش
از متن: " آیا در آسمان همانقدر که میخواهید ستاره هست یا دوست دارید چند ستاره دیگر برایتان به آسمان بدوزم؟..." ترانه پایانی: " ستاره های سربی" از آقای صدا...

از متن: " آیا در آسمان همانقدر که میخواهید ستار...

18:27
  • 27

  • 11 ماه پیش
18:27
  • 35

  • 11 ماه پیش
از متن:" هر یک از حرفهای زن گل کار مثل بوکس بازی به من ضربه می زد . وقتی گفت:" عطرِ عطرسازها، روح دزدیده شده گل هاست ، باید برای زنان زیبا ممنوع شود و فقط برای شستشوی فقرا و محتضران به کاربرود" از پا ...

از متن:" هر یک از حرفهای زن گل کار مثل بوکس باز...

15:00
  • 35

  • 11 ماه پیش
15:00
  • 88

  • 1 سال پیش
از متن:"باکره ی فرشته های سرخ، گاه چند هفته ای متوالی، بی آنکه خبری از خود به من بدهد، ناپدید میشد ، آن وقت من مثل دیوانه ها میشدم ، اما دیوانه ای آرام، ساکت و تقریبا خردمند."ترانه پایانی: "دیوانه جان...

از متن:"باکره ی فرشته های سرخ، گاه چند هفته ای ...

14:43
  • 88

  • 1 سال پیش
14:43
  • 67

  • 1 سال پیش
از متن: " ... همه چیز به شکلی رخ می داد که گویی همراهان واقعی من هرگز جز گلهایی در آفتاب رنگ گرفته ، پرنده هایی شرمگین و کتاب هایی چون بوته های سوزان نبوده اند. من با نوشته هایم چنین دنیایی را به لوئی...

از متن: " ... همه چیز به شکلی رخ می داد که گویی...

16:10
  • 67

  • 1 سال پیش
16:10
  • 48

  • 1 سال پیش
از متن: " اما در حقیقت فقط لوئیز امور را می‌دیدم، دائما به سوی او سر بر می گرداندم و چهره اش تمام نقاشی شده یا واقعی را از نظرم محو می کرد. وجود او هاله نورانی پر فروغی داشت که قدیسه ها از آن برخوردا...

از متن: " اما در حقیقت فقط لوئیز امور را می‌دید...

11:56
  • 48

  • 1 سال پیش
11:56
  • 44

  • 1 سال پیش
از متن: .... زنده ها از زنده ها درخواست عشق و افتخار دارند. اما مرده ها از زنده ها هیچ درخواستی ندارند. زیرا همه چیز در اختیار آنهاست. از دهکده دور شدم . تصویر لوئیز امور آرام آرام وجودم را تسخیر کرد....

از متن: .... زنده ها از زنده ها درخواست عشق و ا...

11:51
  • 44

  • 1 سال پیش
11:51
  • 31

  • 1 سال پیش
از متن : 《ناخشنود از ناپدید شدن ناگهانی روز ، در ظلمت خنک راهرویی دراز ، گامی به جلو برداشتم . لوییز امور روبروی من بود .لباسی سیاه بر تن داشت . صورتش از زمینه تاریکی که احاطه اش می کرد متمایز شده و ن...

از متن : 《ناخشنود از ناپدید شدن ناگهانی روز ، د...

09:59
  • 31

  • 1 سال پیش
09:59
  • 28

  • 1 سال پیش
از متن : " فرشته ای همیشه همراه من بود. فرشته در قلبم جای داشت. و شاید بخش بکر و برفی❄️ قلبم بود. او مانند منشی مخصوصی پشت میزی از چوب کمرنگ می نشست و به جای من مکانبات آزاردهنده را می نوشت . فرشته به...

از متن : " فرشته ای همیشه همراه من بود. فرشته د...

07:50
  • 28

  • 1 سال پیش
07:50
  • 46

  • 1 سال پیش
از متن : " احساس می کردم که بین استخوان ها و مغز سرم ، جایی که مایع غلیظ محافظ جریان دارد. تصاویری مبهم پیاپی موج می زنند، این تصاویر از یک تصویر اصلی ، تصویر بدن سپید زنی ، به گونه ای خارق العاده نور...

از متن : " احساس می کردم که بین استخوان ها و مغ...

10:45
  • 46

  • 1 سال پیش
10:45
  • 29

  • 1 سال پیش
از متن:" فکر میکردم لوئیز امور را غافلگیر کرده ام، اما در واقع تسلیم آرامش پیروزمندانه ی او شده بودم (...) با بی صبری و شور و شوق دیدار آینده را انتظار می کشیدم. بار آخر به من گفته بود : " روستای وزله...

از متن:" فکر میکردم لوئیز امور را غافلگیر کرده ...

06:57
  • 29

  • 1 سال پیش
06:57
  • 36

  • 1 سال پیش
بخشی از متن: " لوئیز امور به شیوه ای از زیستن عادت داشت که ظاهرا بسیار معصومانه بود . در رندگی او همانطور که در عطرسازی همه چیز تصفیه و از ثقل و سنگینی رها شده بود، من برای اینکه بهتر از او ببینم و جز...

بخشی از متن: " لوئیز امور به شیوه ای از زیستن ع...

07:26
  • 36

  • 1 سال پیش
07:26
  • 37

  • 1 سال پیش
بخشی از متن: " بین لوئیز امور و نوری که اندامش را در بر می گرفت خزیدم و مزیت اتم های هوا را که بی هیچ احتیاط او را لمس می کردند ، از آن خود ساختم ، به شکل کودکی، اتمی ، زنبوری درآمدم که می رفت تا روی ...

بخشی از متن: " بین لوئیز امور و نوری که اندامش ...

13:44
  • 37

  • 1 سال پیش
13:44
shenoto-ads
shenoto-ads