• 4 هفته پیش

  • 9

  • 08:22
توضیحات

این گفت‌وگو در ظاهر ساده و روزمره است، اما در لایه‌ی زیرین، پرسشی عمیق درباره‌ی هویت مطرح می‌کند. پرسش «اسم شما چیست؟» در این متن، سؤال شناسنامه‌ای نیست؛ تلاشی است برای دست‌یافتن به حقیقت وجودی انسان. راوی به‌روشنی میان «اسم واقعی» و «نامی که به ما داده‌اند» تمایز می‌گذارد.

وقتی شخصیت می‌گوید اسم‌هایی که داشته نام خانوادگی، نام کوچک، اسم مدرسه‌ای دیگر به کارش نمی‌آیند، در واقع دارد از فروپاشی هویت اجتماعی حرف می‌زند. این اسم‌ها ابزار نظم، ثبت و کنترل‌اند؛ اما در تجربه‌ی زیسته‌ی او، دیگر قادر به توصیف «بودن» نیستند.

نام «ژِه» (Gai / Jet d’eau) در این متن بسیار مهم است. «فواره» یا «جریان آب» نماد حرکت، ناپایداری و گذر است. راوی خود را نه یک چیز ثابت، بلکه یک رخداد می‌داند؛ چیزی که لحظه‌ای اوج می‌گیرد و دوباره فرو می‌ریزد. این نگاه کاملاً در امتداد تفکر بوبن است: انسان نه یک تعریف، بلکه لحظه‌ای از حضور است.

در بخش دیگر، اشاره به پدرِ همسایه که با خودش حرف می‌زند، مرز میان «دیوانگی» و «آگاهی» را مخدوش می‌کند. بوبن با ظرافت می‌پرسد: اگر کسی با پرنده‌ها حرف بزند، دیوانه است؛ اما اگر پرنده‌ها جواب بدهند، چه؟ اینجا «دیوانگی» به‌عنوان خروج از قراردادهای اجتماعی تعریف می‌شود، نه بیماری. کسی که هنوز توان شنیدن دارد، حتی اگر شنونده‌اش پرنده باشد، از نظر بوبن به زندگی نزدیک‌تر است.

در جایی دیگر : «سرما در زندگی است، این، در سوی من است نه در سوی مردم» یک جمع‌بندی تلخ و دقیق است. سرما نه بیرونی، نه در جامعه، بلکه در خود زیستن مدرن است؛ در فاصله‌ای که انسان با خودش و با جهان پیدا کرده. راوی خود را مسئول این سرما می‌داند، نه قربانی دیگران؛ و این، بلوغ نگاه بوبن است.

این بخش درباره‌ی:

نابسندگی نام‌ها برای تعریف انسان

هویت به‌مثابه جریان، نه شیء

دیوانگی به‌عنوان حساسیتِ بیشتر به جهان

و سرمایی که از دلِ زندگی روزمره می‌آید


با صدای
آزاده
داریوش

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads