• 3 هفته پیش

  • 10

  • 07:10
توضیحات

در این بخش از «ابله محله»، کریستین بوبن عشق را نه به‌عنوان احساس یا اعتراف زبانی، بلکه به‌مثابه توانایی دیدن دیگری تعریف می‌کند؛ دیدنی که خود به‌تنهایی کافی است و نیازی به توضیح ندارد. دوست‌داشتن در جهان بوبن به معنای یافتن همیشگی چیزی برای گفتن یا نوشتن است، زیرا نوشتن ادامه‌ی طبیعی عشق و واکنشی ناگزیر به حضور دیگری است. وقتی آلن می‌گوید «تو مرا می‌بینی»، عشق از سطح کلمات فراتر می‌رود و به کیفیت نگاه تبدیل می‌شود؛ کسی که دیده نمی‌شود، گویی در هیچ‌کدام از دو سوی زندگی و مرگ جایگاهی ندارد. پرسش از «چگونه دوست‌داشتن» عمداً بی‌پاسخ می‌ماند، چون عشق قابل تعریف و فرمول‌بندی نیست و خودِ حرف‌زدن نشانه‌ی آن است. نوشتن در این متن کاری داوطلبانه و شاعرانه نیست، بلکه وظیفه‌ای اجتناب‌ناپذیر و حتی دردناک است که از دل عشق بیرون می‌آید. با ورود مادر، فضای فلسفی و انتزاعی ناگهان به روزمرگی بازمی‌گردد: غذا آماده است، دستی روی شانه گذاشته می‌شود و نوازشی ساده اتفاق می‌افتد. مادر نماینده‌ی عشقی خاموش و بی‌ادعاست که بدون تحلیل و پرسش، صرفاً حضور دارد و زندگی را ادامه می‌دهد. پایان‌بندی با خمیازه‌ی مادر تأکیدی است بر این‌که حتی عمیق‌ترین تأملات انسانی نیز در دل بدن، خستگی و زندگی عادی جریان دارند. بوبن در این قطعه نشان می‌دهد که معنا، عشق و نوشتن نه در لحظه‌های بزرگ و نمایشی، بلکه در سکوت، نگاه، و جزئیات ساده‌ی یک خانه شکل می‌گیرند.


با صدای
آزاده
حجت اشرف زاده

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads