همراهشو
بنیوش
بنوش
بنوشان
شب ششصد و هفتاد و هشتم ۶۷۸
حکایت عجیب و غریب
ایشان را گمان این بود که فخرتاج از طایفهی پریان است. از حالت او بپرسیدند. فخرتاج به ایشان گفت:من دختر پادشاه عجمم و حکایت خویش بر ایشان فروخواند. چون این سخن بشنیدند بر او محزون شدند و تسلی دادند و گفتند:خاطرت شاد و چشمت روشن باد که تو هرچه بخوری و بنوشی همه مهیاست...
تصویر را تصور کن!
بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو...
به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش...
«هزارویک شب»
ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی
قصّهگو #شهرزادفتوحی
تنظیم #مجتبی_میرسمیعی
باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود
باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد
در دریاهای توفانی این جهان
هنر و زندگی شهرزاد
یوتیوب
https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0
#هزارویکشب #هزار_و_یک_شب
Shahrzad Art&Life
مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:
🌱🕯️🐌
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است