ای صورت تو آیه و آیینۀ خدا
بوی بهار می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است گلِ گونه های تو
ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من
ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو
ای صورت تو آیه و آیینۀ خدا
حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو
صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر
آورده ام که فرش کنم زیر پای تو
رنگین کمانی از نخ باران تنیدهام
تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو
چیزی عزیزتز ز تمام دلم نبود
ای پارۀ دلم که بریزم به پای تو
امروز تکیهگاه تو آغوش گرم من
فردا عصای خستگیام شانههای تو
در خاک هم دلم به هوای تو می تپد
چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو
همبازیان خواب تو خیل فرشتگان
آواز آسمانیِشان لای لای تو
بگذار با تو عالم خود را عوض کنم
یک لحظه تو به جای من و من به جای تو
این حال و ...
اولین نفر کامنت بزار
به
خورشید از
چشمهای<...
امیدِ
نفسهایم همه
تو خون سبز زمینی ت...
تو نرم و سبز و لطی...
آه ای
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است