• 6 ماه پیش

  • 4

  • 01:50

شمارۀ 25 - غزلی از قیصر امین‌پور

پانصد غزل-بخش پنجم
0
توضیحات

رؤیای آشنای شب و روز عمر من!

 

با تیشۀ خیال تراشیده ام تو را

در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را

از آسمان بــه دامم افتاده آفتاب؟

یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ

من از تمام گل‌ها بوییده ام تو را

رویای آشنای شب و روز عمر من!

در خواب‌های کودکی ام دیده ام تو را

از هر نظر تو عین پسند دل منی

هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را

زیباپرستیِ دل من بی دلیل نیست

زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را

باآنکه جز سکوت جوابم نمی دهی

در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را

از شعر و استعاره و تشبیه برتری

با هیچکس بجز تو نسنجیده ام تو را


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز