کلماتم را
در جوي سحر مي شويم
لحظه هايم را
در روشني باران ها
تا براي تو شعري بسرايم روشن
تا که بي دغدغه بي ابهام
سخنانم را
در حضور باد
اين سالک دشت و هامون
با تو بي پرده بگويم
که تو را
دوست مي دارم تا مرز جنون
((شفيعي کدکني))
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است