دیدهها پر خونرخصارها محزون
گلوها پاره از فزونی جنون درون
انسان، قاصر از ابعاد این قساوت
در حمام فین کنون حین سکون
سقوط در پی هبوط از بام اهلیت
با شکستن استخوانهای استاد فنون
سلب حیات با نیت کسب غنود
آرزوی نافرجام دو پیر اهل فسون
دستانپیر و لرزان پدر بر گلویپسر
آخرین پرده از نمایشنامه مضحک خون
باز اسماعیل زیر تیغ به رسم سهراب
اما اینبار قربانی خدعه یک ملعون
همه مبهوت از چیدمان این صحنه
تو گویی علت حاضر علیت مدفون
گناه تو آخر چه بود ای بنده غلام
جز که مغموم و مغبون ز مجنون
اولین نفر کامنت بزار
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد....
میخواهم رها شوم در باد
از بال و پر زدن ب...
Lost in a jungle
Your only companion, your s...
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم &quo...
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار...
گفتی برو رفتم اما در خواب شدم از پلکهایم دو ب...
خواب پیاله
یک روز برف خ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است