عید نوروز و ماجرای سفر خانواده ای که بدلیل کمبود ویلا مجبور میشوند توی خانه ای جن زده ساکن شوند که گذشته ای تاریک و شوم را داشته.....
عید نوروز و ماجرای سفر خانواده ای که بدلیل کمبود و...
01:06:15
10.4K
3 سال پیش
01:06:15
اپیزود 66 : آخرین سه شنبه
9.7K
3 سال پیش
خلاصه داستان: من همه جا هستم ، همزمان تو یه لحظه میتونم چند نفر باشم ، تراویس بیکل راننده تاکسی، سرپیکوی سیدنی لومت ، پاپیون فرانکلین جی شافنر ، رضا موتوری کیمیایی ، خشم و کینه قیصر .. خلاصه که اگه می...
خلاصه داستان: من همه جا هستم ، همزمان تو یه لحظه م...
55:09
9.7K
3 سال پیش
55:09
اپیزود 65 : جن گیری در کاباره
14.7K
3 سال پیش
خلاصه داستان: دختر و پسرهای جوانی شبانه داخل خیابانهای تهران ویراژ داده و بر سر کل کل به کلیسایی متروکه در حومه شهر رفته که رازی تاریک و شوم از دهه پنجاه را در درون خود دارد..*این داستان به نوعی دنبا...
خلاصه داستان: دختر و پسرهای جوانی شبانه داخل خیابا...
01:21:23
14.7K
3 سال پیش
01:21:23
اپیزود 64 : اوتانازی
7.1K
3 سال پیش
شبی در یک جشن عروسی همه مشغول رقص و پایکوبی هستند بی خبر از آنکه چندین متر آنطرف تر حادثه ای هولناک در حال رخ دادن است.....
شبی در یک جشن عروسی همه مشغول رقص و پایکوبی هستند ...
38:19
7.1K
3 سال پیش
38:19
اپیزود 63 : ارواح دره جنی
8.5K
3 سال پیش
خلاصه داستان: جبهه جنگ ایران و عراق ، یک سرباز طی عملیاتی سعی به نجات همرزم مجروحش دارد بی آنکه بداند او همسر کنونی معشوقه سالهای دور خودش است......
خلاصه داستان: جبهه جنگ ایران و عراق ، یک سرباز طی ...
51:13
8.5K
3 سال پیش
51:13
اپیزود 62 : یک گور ، دو جسد
7.1K
3 سال پیش
شب از سایه ها کام میگرفتگورستان محفل آواز کلاغ ها شده بودمرد گورکن ، داخل گور خالی آرام مرد اما کسی نبود تا روی جنازه اش خاک بریزدبار دیگر ضرب المثلی اثبات شد و کوزه گر از کوزه شکسته آب خورد.....
شب از سایه ها کام میگرفتگورستان محفل آواز کلاغ ها ...
44:47
7.1K
3 سال پیش
44:47
اپیزود 61 : شب نئونی تاناکورا
7.1K
3 سال پیش
خلاصه داستان: در پی سرقت از یک جواهر فروشی و تعقیب و گریز پلیس مرد سارق به یک تاناکورا که فروشنده آن بازیگر تئاتر است پناه میبرد و شب عجیبی را پشت سر میگذارد.....
خلاصه داستان: در پی سرقت از یک جواهر فروشی و تعقیب...
47:23
7.1K
3 سال پیش
47:23
اپیزود 60 : آسانسوری بسوی دوزخ
16.3K
3 سال پیش
داستان راجب آهنگسازیست که در یک شهر مرزی تنها زندگی میکند و هیچکس او را باور ندارد اما با اینحال اعتقاد دارد روزی مشهور خواهد شد تا اینکه.....
داستان راجب آهنگسازیست که در یک شهر مرزی تنها زندگ...
01:42:47
16.3K
3 سال پیش
01:42:47
اپیزود 59 : مومیایی بی جسد
6.2K
3 سال پیش
صبح با پنجه های خورشید از پیکر کوه سرخ بالا رفت. کارگران اره برقی بدست در حال بریدن درختها بودند. ناگهان صدای اره ها قطع و همهمه برپا شد، تنه درخت شکافته و رگه های خون از آن روی زمین سرازیر شده بود! ...
صبح با پنجه های خورشید از پیکر کوه سرخ بالا رفت. ...