داستان شب

لباس شب

با صدای عیرضا ایرانمهر

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

519 بازدید

3 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

لباس شب

با صدای عیرضا ایرانمهر

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

3 پسندیده شده

داستان شب

لباس شب

با صدای عیرضا ایرانمهر

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

3 پسندیده شده

داستان شب

لباس شب

با صدای عیرضا ایرانمهر

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

3 پسندیده شده

توضیحات

برای پدرم
لباس شبی از حریر بنفش برای باکره ای 37 ساله دوخته ام. کتف های زیبا و خوش تراشی داشت. سعی کردم بند هایی که حریر بفش را روی تنش نگه می دارد، در قسمت شانه ها باریک باشد تا زیبایی طبیعی کتف هایش را پنهان نکند. پشت لباس هم با چین هایی لخت تا بالای کمرش باز است. پیرمردهایی مثل من که دوازده سال است با هیچ زنی نخوابیده اند ، چنین زیبایی هایی را خوب درک می کنند. به نظر من هیچ ناکامی و غمی در جهان وجود ندارد که نتوان آن را با نخ و پارچه های رنگی پوشاند...
داستان "لباس شب"
نویسنده و خوانش : علیرضا ایرانمهر
موسیقی تنظیم : آرش سلگی

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 لباس شب 10:18 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.