• 5 ماه پیش

  • 48

  • 02:39

برادر من تویی!

متکلم وحده
0
توضیحات

همینطور که با دست هایش توضیح می‌داد،

یک دفعه،دست چپش، خفیف لرزید‌. در چشمهایش اشک جمع شد و با صدایی ضخیم و بغض الود، ادامه داد:( تا لحظه شهادت... که اباعبدالله تن تیر خورده برادرش رو توی آغوشش گرفته بود...)

_____

قصه‌های واقعیِ آدم‌های واقعی


با صدای
فاطمه‌ سعادت خواه
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads