• 2 سال پیش

  • 21

  • 02:43
توضیحات

در دل و جان خانه کردی عاقبت

  

غزل شمارهٔ ۴۲۷


در دل و جان خانه کردی عاقبت

هر دو را دیوانه کردی عاقبت


آمدی کآتش در این عالَم زنی

وانگشتی تا نکردی عاقبت


ای ز عشقت عالَمی ویران شده

قصد این ویرانه کردی عاقبت


من تو را مشغول می‌کردم دلا

یاد آن افسانه کردی عاقبت


عشق را بی‌خویش بردی در حرم

عقل را بیگانه کردی عاقبت


شمع عالم بود لطف چاره‌گر

شمع را پروانه کردی عاقبت


دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک

دانه را دُردانه کردی عاقبت


دانه‌ای را باغ و بستان ساختی

خاک را کاشانه کردی عاقبت


ای دل مجنون و از مجنون بَتَر

مردیِ مردانه کردی عاقبت


کاسهٔ سر از تو پُر از تو تهی

کاسه را پیمانه کردی عاقبت


جان جانداران سرکش را به علم

عاشق جانانه کردی عاقبت


شمس تبریزی، که مر هر ذره را

روشن و فرزانه کردی عاقبت


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads