قصیدهی کبوتران تاریک بر شاخههای درخت غار دو کبوتر ِ تاریک دیدم،یکی خورشید بود و آن دیگری، ماه.« ـ همسایههای کوچک! (با آنان چنین گفتم.)، گور من کجا خواهد بود؟» ـ "در دنبالهی دامن ِ من" چنین گفت خورشید. ـ "در گلوگاه من" چنین گفت ماه.و من که زمین را بر گُردهی خویش داشتم و پیش میرفتم دو عقاب دیدم همه از برف و دختری سراپا عریان که یکی دیگری بود و دختر هیچ کس نبود.« ـ عقابان کوچک! (بدانان چنین گفتم) گور من کجا خواهد بود؟»ـ "در دنبالهی دامن ِ من" چنین گفت خورشید.ـ "در گلوگاه من" چنین گفت ماه.بر شاخساران درخت غار دو کبوتر عریان دیدم.یکی دیگری بود و هر دو هیچ نبودند
Llanto por Ignacio Sanchez Mejiasمرثیه ای برای ایگناسیو سانچز مخیاس فدریکو گارسیا لورکا ترجمه و صدای : احمد شاملو زخم و مرگ
در ساعت پنج عصر.درست ساعت پنج عصر بود.پسری پارچهی سفید را آورد،در ساع...
Llanto por Ignacio Sanchez Mejiasمرثیه ای برای ای...
03:52
6.6K
11 سال پیش
03:52
خون منتشر
2.8K
11 سال پیش
نمیخواهم ببینمش!بگو به ماه، بیاید،چرا که نمیخواهم خون ایگناسیو را بر ماسهها ببینم.نمیخواهم ببینمش!ماه ِ چارتاق،نریان ِ ابرهای رام و میدان خاکی ِ خیال با بیدبُنان ِ حاشیهاش.نمیخواهم ببینمش!خاطرم...
نمیخواهم ببینمش!بگو به ماه، بیاید،چرا که نمیخوا...
06:47
2.8K
11 سال پیش
06:47
چشمانداز
188
11 سال پیش
چشمانداز
پهنهی زیتونزار همچون بادزنی بسته میشود و میگشاید.بر فراز زیتونزار،آسمانی فروریخته،و بارانی تیره،از ستارهگان سرد.بر لب رود جگن و سایه روشن میلرزد.هوای تیره چنبره میشود.درختان زیتون ...
این تخته بند ِ تن
پیشانی ِ سختیست سنگ که رویاها در آن مینالند،بیآب موّاج و بیسرو ِ یخ زده.گُردهییست سنگ، تا بار زمان را بکشد و درختان اشکش را و نوارها و ستارههایش را.بارانهای تیرهیی را دید...
این تخته بند ِ تن
پیشانی ِ سختیست سنگ که رویاه...
06:00
289
11 سال پیش
06:00
ترانهی ماه، ماه
478
11 سال پیش
ترانهی ماه، ماه
برای کونجیتا گارسیالورکا
ماه به آهنگر خانه میآید با پاچین ِ سنبلالطیباش.بچه در او خیره ماندهنگاهش میکند، نگاهش میکند.در نسیمی که میوزد،ماه دستهایش را حرکت میدهدو پستانهای...
ترانهی ماه، ماه
برای کونجیتا گارسیالورکا
ماه ...
03:58
478
11 سال پیش
03:58
غایب از نظر
415
11 سال پیش
غایب از نظر
نه گاو نرت باز میشناسد نه انجیربُن،نه اسبان نه مورچگان خانهات،نه کودک بازت میشناسد نه شبچرا که برای ابد مردهای.نه صُلب سنگ بازت میشناسد،نه اطلس سیاهی که در آن تجزیه میشوی.حتا خاطر...
غایب از نظر
نه گاو نرت باز میشناسد نه انجیربُن...
02:49
415
11 سال پیش
02:49
کمانداران
184
11 سال پیش
کمانداران
کمانداران ِ عبوس به سهویل نزدیک میشوند.گوادل کویر بیدفاع.کلاههای پهن ِ خاکستری،شنلهای بلند ِ آرام.آه، گوادل کویر!آنان،از دیاران ِ دوردست ِ پریشانی و ذلت میآیندگوادال کویر ِ بیدفاع.و...
کمانداران
کمانداران ِ عبوس به سهویل نزدیک میشو...
02:11
184
11 سال پیش
02:11
ترانهی شرقی
441
11 سال پیش
ترانهی شرقی
در انار ِ عطرآگین آسمانی متبلور هست.هر دانه ستارهیی است،هر پرده غروبی.آسمانی خشک و گرفتار در چنگ سالیان.انار پستانی را ماند که زمانش پوستواری کرده است تا نوکش به ستارهیی مبدل شود که ب...
ترانهی شرقی
در انار ِ عطرآگین آسمانی متبلور هست...
06:29
441
11 سال پیش
06:29
نغمهی خوابگرد
499
11 سال پیش
فدریکو گارسیا لورکا برای گلوریا خینه و فرناندو دولس رییوس
نغمهی خوابگردسبز، تویی که سبز میخواهم،سبز ِ باد و سبز ِ شاخههااسب در کوهپایه وزورق بر دریا.سراپا در سایه، دخترک خواب میبیندبر نردهی م...
فدریکو گارسیا لورکا برای گلوریا خینه و فرناندو دو...