آی! فریاد در باد سایهی سَروی به جای میگذارد.بگذارید در این کشتزار گریه کنم.در این جهان همه چیزی در هم شکسته،به جز خاموشی هیچ باقی نمانده است.بگذارید در این کشتزار گریه کنم.افق بیروشنایی را جرقهها به دندان گزیده است.به شما گفتم، بگذارید در این کشتزار گریه کنم.
شعر آی اثر فدریکو گارسیا لورکاس که از مجموعه ترانه ی شرقی و اشعار دیگر به ترجمه و صدای زنده یاد احمد شاملو انتخاب شده است
امیدواریم از شنیدن آن لذت ببرید.
نمیخواهم ببینمش!بگو به ماه، بیاید،چرا که نمیخواهم خون ایگناسیو را بر ماسهها ببینم.نمیخواهم ببینمش!ماه ِ چارتاق،نریان ِ ابرهای رام و میدان خاکی ِ خیال با بیدبُنان ِ حاشیهاش.نمیخواهم ببینمش!خاطرم...
نمیخواهم ببینمش!بگو به ماه، بیاید،چرا که نمیخوا...
06:47
2.8K
11 سال پیش
06:47
این تخته بند ِ تن
289
11 سال پیش
این تخته بند ِ تن
پیشانی ِ سختیست سنگ که رویاها در آن مینالند،بیآب موّاج و بیسرو ِ یخ زده.گُردهییست سنگ، تا بار زمان را بکشد و درختان اشکش را و نوارها و ستارههایش را.بارانهای تیرهیی را دید...
این تخته بند ِ تن
پیشانی ِ سختیست سنگ که رویاه...
06:00
289
11 سال پیش
06:00
غایب از نظر
415
11 سال پیش
غایب از نظر
نه گاو نرت باز میشناسد نه انجیربُن،نه اسبان نه مورچگان خانهات،نه کودک بازت میشناسد نه شبچرا که برای ابد مردهای.نه صُلب سنگ بازت میشناسد،نه اطلس سیاهی که در آن تجزیه میشوی.حتا خاطر...
غایب از نظر
نه گاو نرت باز میشناسد نه انجیربُن...
02:49
415
11 سال پیش
02:49
کمانداران
184
11 سال پیش
کمانداران
کمانداران ِ عبوس به سهویل نزدیک میشوند.گوادل کویر بیدفاع.کلاههای پهن ِ خاکستری،شنلهای بلند ِ آرام.آه، گوادل کویر!آنان،از دیاران ِ دوردست ِ پریشانی و ذلت میآیندگوادال کویر ِ بیدفاع.و...
کمانداران
کمانداران ِ عبوس به سهویل نزدیک میشو...
02:11
184
11 سال پیش
02:11
مرثیه ای برای ایگناسیو سانچز مخیاس
6.6K
11 سال پیش
Llanto por Ignacio Sanchez Mejiasمرثیه ای برای ایگناسیو سانچز مخیاس فدریکو گارسیا لورکا ترجمه و صدای : احمد شاملو زخم و مرگ
در ساعت پنج عصر.درست ساعت پنج عصر بود.پسری پارچهی سفید را آورد،در ساع...
Llanto por Ignacio Sanchez Mejiasمرثیه ای برای ای...