غزلیات حافظ - غزل 25
شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ وقت پرست
اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نُمود
ببین که جامِ زُجاجی چه طُرفهاش بشکست
بیار باده که در بارگاهِ استغنا
چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشیار و چه مست
از این رِباط دو در، چون ضرورت است رَحیل
رِواق و طاقِ معیشت، چه سربلند و چه پست
مقام عیش میسر نمیشود بیرنج
بلی به حکمِ بلا بستهاند عهدِ الست
به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش میباش
که نیستیست سرانجامِ هر کمال که هست
شکوهِ آصِفی و اسبِ باد و منطقِ طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طَرف نبست
به بال و پَر مرو از ره که تیرِ پرتابی
هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست
زبانِ کِلکِ تو حافظ چه شُکرِ آن گوید
که گفتهٔ سخنت میبرند دست به دست
با صدای : صفیه اصلانی (صفا)
https://instagram.com/safa_aslani
انتشار:
اولین نفر کامنت بزار
غزلیات حافظ - غزل 24
زلفآش...
غزلیات حافظ - غزل 23
در دیرِ م...
غزلیات حافظ - غزل 22
خیالِ رو...
غزلیات حافظ - غزل 21
دل و دین...
غزلیات حافظ - غزل 20
ای نسیمِ...
غزلیات حافظ - غزل 19
چو بشنوی...
غزلیات حافظ - غزل 18 - ساقیا آمدنِ عید، مبارک ب...
غزلیات حافظ - غزل 17
سینه از ...
غزلیات حافظ - غزل 16
خَمی که ا...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است