«تویی آن رود و شبانگاه... تو جاوید و تو مانا»؛ نیما شهسواری در چامهی دلانگیز «رود رهایی» از کتاب رزمنامه، به ستایشِ گوهری والا میپردازد که در سپیدیِ برف، شکوهِ جنگلِ افرا و زلالِ رودخانه تجلی یافته است. او در این اثر، رهایی را در پیوندِ «من» با «تو»یِ جاویدان جستجو میکند؛ تویی که مدفنِ غمهاست و نوری هویدا در تاریکی. این شعر، مرهمی است بر دلهای امیدوار و نفسی که با جاری شدن در رودِ عشق، خوشبو و گوارا میشود. واکاوی این تغزلِ عرفانی را در جهان آرمانی بشنوید.
دسترسی کامل در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books-poem/
https://idealistic-world.com/portal/
اولین نفر کامنت بزار
«فغان» صدای بیصدایانی است که زیر تیغِ بیرحمِ ...
در قسمت ششم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»،...
«با تو من این جام را اینسان دگرگون ساختم...»
در قسمت پنجم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»...
«بنگرید؛ هرزهای با تن عورش به رؤیایتان آمده اس...
"به نام جان"
پادکست...
«سیل انسان در دل شرم است و در این شرمگاه...»
«تمام دنیا آلت شد، تمام دنیا عورت شد...»
...
در اولین قسمت از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است