«بنگرید؛ هرزهای با تن عورش به رؤیایتان آمده است...»
در بخش ششم کتاب صوتی «آلتپرستان» اثر نیما شهسواری، راوی از «مهر» میگوید؛ از تنها گناهش که فشردنِ دستی از سرِ عاطفه بود. او در دنیایی که همه چیز را در «بکارت» و «زیپ شلوار» میبیند، به دنبال راهی برای نفس کشیدن میگردد. روایتی تلخ از پدری که برای شستنِ ننگ، دستِ مردانِ زنمرده را میبوسد و مادری که مالکیتِ تنِ دخترش را به حراج میگذارد.
نسخه کامل صوتی در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
پرتال رایگان آثار:
https://idealistic-world.com/portal/
اولین نفر کامنت بزار
آزادی بیان؛ دارویِ شفابخش یا تیغِ جراحیِ آسیبر...
«شعری که علیل است از گفتن این رنج!»؛ نیما شهسوا...
«اگر فریاد میزدم، آبروی چه کسی به مخاطره میاف...
آیا آزادی بیان میتواند ابزاری برای نابودیِ فره...
«سنگ صبور»؛ حدیثِ نفسِ جانی است که مأمنِ رنجها...
"آلتپرستان"
کتاب ص...
"به نام جان"
پادکست...
«بگو بشکن به فریادم بپاخیز / به روییدن همه غمه...
«زمین دید که روحانیان و قدرتپرستان چگونه اکثری...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است