«تمام دنیا آلت شد، تمام دنیا عورت شد...»
در بخش پنجم کتاب صوتی «آلتپرستان» اثر نیما شهسواری، راوی از زندانِ خانه به زندانِ مدرسه و خیابان میگریزد؛ جایی که چادر نه یک پوشش، بلکه تابلویی است که بلوغ را فریاد میزند. روایتی از دستهای گرمی که زیر نیمکتها فشرده شدند تا در برابر سرمایِ تهمتهای «محبوبخاتونها» دوام بیاورند. مانیفستی علیه جهانی که حتی آغوشِ دوستانه را هم نجس میبیند.
نسخه کامل صوتی در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
پرتال رایگان آثار:
https://idealistic-world.com/portal/
اولین نفر کامنت بزار
«بنگرید؛ هرزهای با تن عورش به رؤیایتان آمده اس...
"به نام جان"
پادکست...
«سیل انسان در دل شرم است و در این شرمگاه...»
آزادی بیان؛ دارویِ شفابخش یا تیغِ جراحیِ آسیبر...
«شعری که علیل است از گفتن این رنج!»؛ نیما شهسوا...
«اگر فریاد میزدم، آبروی چه کسی به مخاطره میاف...
آیا آزادی بیان میتواند ابزاری برای نابودیِ فره...
«سنگ صبور»؛ حدیثِ نفسِ جانی است که مأمنِ رنجها...
"آلتپرستان"
کتاب ص...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است