«فغان» صدای بیصدایانی است که زیر تیغِ بیرحمِ قدرت و سنت، جان میدهند. نیما شهسواری در این شعر از کتاب قیام، مرزهای همدلی را فراتر از انسان برده و خون جاری از جانداران را لکهای بر دامن آزادی میبیند. این اثر، مانیفستِ رزمندگانی است که نه برای سلطه، بلکه برای پایان دادن به تختِ ظلمت و واژگونیِ شاهِ ظلمان میجنگند. آیا آزادی بدونِ پایان دادن به رنجِ تمامِ جانداران ممکن است؟
برای دسترسی به متن کامل و نسخهی صوتی، به لینکهای زیر مراجعه کنید:
https://idealistic-world.com/audio-books-poem/
https://idealistic-world.com/portal/
اولین نفر کامنت بزار
«بنگرید؛ هرزهای با تن عورش به رؤیایتان آمده اس...
"به نام جان"
پادکست...
«سیل انسان در دل شرم است و در این شرمگاه...»
«تمام دنیا آلت شد، تمام دنیا عورت شد...»
...
در اولین قسمت از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی...
«سوختن در جهنم»؛ نقدی سهمگین بر ساختارِ قدرتی ا...
"آلتپرستان"
کتاب ص...
"به نام جان"
پادکست به نام ...
"دنیا"
شعر و کلام نیما شهسواری...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است