شیدای شیدا، مست مست
بازگشتم امشب از میخانه اما مست مست
سر درون سینه و تنهای تنها مست مست
با سری از بادۀ آتشبهپاکن گرم گرم
با دلی دیوانه و رسوای رسوا مست مست
در میان کوچهها افتان و خیزان چون نسیم
جامه وارون کرده و شیدای شیدا مست مست
از پس یک روز با این خلق ابکم گنگ گنگ
قفل لب بگشوده و گویای گویا مست مست
همچو طوطی در پس آیینۀ دل قصهگو
چون کلیم از اشتیاق طور سینا مست مست
با همین شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه اما مست مست
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است