توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۴۶۰
عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-460
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=HOSCx452MLs&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=31
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
سایهی زلفین تو در دو جهان جای ماست
۲. از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت
و آنک بشد غرق عشق قامت و بالای ماست
۳. هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست
هر گل زردی که رُست رُسته ز صفرای ماست
۴. هر چه تصور کنی خواجه که همتاش نیست
عاشق و مسکین آن بیضد و همتای ماست
۵. از سبب هجر اوست شب که سیهپوش گشت
توی به تو دودِ شب ز آتش سودای ماست
۶. نیست ز من باورت؟ این سخن از شب بپرس
تا بدهد شرح آنک فتنه فردای ماست
۷. شب چه بود روز نیز شهره و رسوای اوست
کاهش مه از غمِ ماه دلافزای ماست
۸. آه! که از هر دو کون تا چه نهان بودهای
خه! که نهانی چنین شهره و پیدای ماست
۹. زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود
و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ماست
۱۰. اول و پایان راه از اثر پای ماست
ناطقه و نفس کل ناله سرنای ماست
۱۱. گر نه کژی همچو چنگ واسطه نای چیست؟
در هوس آن سری اوست که هم پای ماست
۱۲. گرچه که ما هم کژیم در صفت جسم خویش
بر سر منشور عشق جسمِ چو طغرای ماست
۱۳. رخت به تبریز برد مفخر جان شمس دین
بازبیاریم زود کان همه کالای ماست