توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۳۳۸
سماع از بهر جانِ بیقرارست
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-338
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=Kid7fJgenFY&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=45
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
۲. مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
۳. مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟
۴. که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
۵. چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
۶. شنیدی طبل برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
۷. بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
۸. حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست