توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۲۱۴
درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-214
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=mFO_YYVm63I&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=10
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
۲. نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی
اگر مقیم بدندی چو صخره صما
۳. فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی
اگر مقیم بدندی به جای چون دریا
۴. هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود
ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا
۵. چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر
خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
۶. ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش
نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
۷. نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر
سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا
۸. نگر به موسی عمران که از بر مادر
به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
۹. نگر به عیسی مریم که از دوام سفر
چو آب چشمه حیوانست یحیی الموتی
۱۰. نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت
کشید لشکر و بر مکه گشت او والا
۱۱. چو بر براق سفر کرد در شب معراج
بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
۱۲. اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم
مسافران جهان را دو تا دو تا و سه تا
۱۳. چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را
ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا