انکاریّات تلفیقی از نور ، تاریکی ، کلمه ، امید و زیستبرای گذر از جهانِ گذرابرای تماشای خویش در هزارتوی زمان،،سفری در ۳ قسمت...
انکاریّات تلفیقی از نور ، تاریکی ، کلمه ، امید و ز...
05:10
4
2 ماه پیش
05:10
روز هایی پس از این روز ها
5
2 ماه پیش
در سراسر متن، مرز میان «من» و «تو» فرومیریزد. آنجا که میگوید: «آدمیزاد از دیدار خودش جز شرمساری چیزی عایدش نمیشود»، ناگهان روشن میشود که شاید تمام این گفتوگو در حقیقت مکالمهای با خویشتن باشد. «...
در سراسر متن، مرز میان «من» و «تو» فرومیریزد. آن...
06:50
5
2 ماه پیش
06:50
باد های پاییزی
2
2 ماه پیش
اما ضربهٔ اصلی در پایان فرود میآید. ناگهان مخاطب دیگر صرفاً یک معشوق نیست. او به «حافظه» تبدیل میشود. راوی پاییز را تهدید میکند، زمان را تهدید میکند و حتی حافظه را نیز تهدید میکند. گویی میگوید: ...
اما ضربهٔ اصلی در پایان فرود میآید. ناگهان مخاطب ...
05:45
2
2 ماه پیش
05:45
عصر های شنبه
4
2 ماه پیش
این نوشته شرحِ عبور از عرفانِ کتابخانهای به عرفانِ زخمیِ زیستن است؛ جایی که انسان پس از گم کردن محبوب، دانایی و حتی خویش، ناگهان خود را در میان «صد هزار دریا» مییابد....
این نوشته شرحِ عبور از عرفانِ کتابخانهای به عرفان...
05:20
4
2 ماه پیش
05:20
مخدوش
4
2 ماه پیش
این متن یک مونولوگ درونی قدرتمند، پاره پاره و پر از تناقض است که به شکلی مدرن، حال و هوای غزلهای عاشقانه و عارفانهٔ قرن هفت و هشت را بازتولید میکند. راوی با «خودی» سخن میگوید که :۱. برساخته (نقد رمانت...
این متن یک مونولوگ درونی قدرتمند، پاره پاره و پر ا...