این نوشته شرحِ عبور از عرفانِ کتابخانهای به عرفانِ زخمیِ زیستن است؛ جایی که انسان پس از گم کردن محبوب، دانایی و حتی خویش، ناگهان خود را در میان «صد هزار دریا» مییابد.
این متن یک مونولوگ درونی قدرتمند، پاره پاره و پر از تناقض است که به شکلی مدرن، حال و هوای غزلهای عاشقانه و عارفانهٔ قرن هفت و هشت را بازتولید میکند. راوی با «خودی» سخن میگوید که :۱. برساخته (نقد رمانت...
این متن یک مونولوگ درونی قدرتمند، پاره پاره و پر ا...