یکی بود یکی نبود
وقتی سرباز صدایمان کرد پدرم روی رانم نشسته بود! باید از لابه لای جمعیتی که توی راهرو مدام در حال رفت و آمد و وراجی بودن رد می شدیم تا به اتاق قاضی برسیم...
داستان "شکایت"
نویسنده و خوانش : کامبیز آریان زاد
داستان درباره مادری به نام آذر به نام آذر است که از شوهر معتادش جدا شده است در حالی که از او ایدز گرفته ... و دختری به نام مهگل دارد که دختر بچه ای مدرسه ای است و او هم مبتلا به این بیماری است...
د...
داستان درباره مادری به نام آذر به نام آذر است که ا...
18:17
2.5K
8 سال پیش
18:17
داستان من با خودم
2.3K
8 سال پیش
توی عالم خودم بودم و داشتم با خودم حرف می زدم. وقتی متوجه حرف زدن خودم با خودم شدم، بغض کردم . به خودم گفتم پسر ! چرا با خودت حرف می زنی توکه این طوری نبودی ؟ خودم گفت : نمی دونم ولی بالاخره منم باید ...
توی عالم خودم بودم و داشتم با خودم حرف می زدم. وقت...
09:15
2.3K
8 سال پیش
09:15
آینه و آدامس
2.1K
8 سال پیش
این داستان یک تاکسیران است که خانمی لهستانی را در آلمان سوار می کند و قرار است منتظر بماند تا او را دوباره برگرداند. و گفتگوی میان آن ها تا رسیدن به مقصد شنیدنی است. زن قصد دارد که مچ همسر خیانتکار ...
این داستان یک تاکسیران است که خانمی لهستانی را در...
08:37
2.1K
8 سال پیش
08:37
یک ایمیل کوچولو
2.1K
8 سال پیش
...
...
08:24
2.1K
8 سال پیش
08:24
بابام
3.0K
8 سال پیش
رو می کنه به مادرم که : این پسره سر من داد می زنه می بینی؟ مادرم گفت داره از شما سوال می پرسه . 10 بار پرسیده جواب ندادی. سه سال پیش رفتیم شنوایی سنجی و یه سمعک درجه یک براش گرفتیم که بعد مدتی استفاده...
رو می کنه به مادرم که : این پسره سر من داد می زنه ...
35:45
3.0K
8 سال پیش
35:45
اعدام
2.8K
8 سال پیش
یک روز صبح مرا اعدام کردند. بهار بود یا زمستان نمی دانم . به هر حال یک وقتی مرا اعدام کردند. گناهم رفاقت با تمساحی استثنائی بود . تمساحی آفریقایی که گریه نمی کرد. فرمانده سعی کرد اخم کند ولی باور کنید...
یک روز صبح مرا اعدام کردند. بهار بود یا زمستان نمی...
07:47
2.8K
8 سال پیش
07:47
دلم سنگین، زبانم تلخ
2.2K
8 سال پیش
مکالمه تلفنی پدری که فردای صبح عروسی دخترش با خانه آن ها تماس می گیرد و دامادش را متهم می کند که باعث آزار دخترش شده و او الان برگشته خانه پدری . در حالی که داماد ادعا می کند که او الان روی تختش خواب...
مکالمه تلفنی پدری که فردای صبح عروسی دخترش با خانه...
13:01
2.2K
8 سال پیش
13:01
بی شرف
2.2K
8 سال پیش
بی شرف به صورت خونی مامان خیره شد و فکر کرد دنیا از حرکت وایستاده. مامان در حالی که گریه می کرد بغلش کرد و گفت مردا همشون بی شرفن ! همشون بی شرفن! ولی تو وقتی بزرگ شدی کاری که بابات با من کرد ، با هیچ...
بی شرف به صورت خونی مامان خیره شد و فکر کرد دنیا ا...
12:16
2.2K
8 سال پیش
12:16
شاهین
2.3K
8 سال پیش
جووانی بوکاچیو یکی از چهرههای برجسته تاریخ ادبیات ایتالیا است. او را در کنار دانته یکی از اصلاحگران زبان ایتالیایی میدانند. بوکاچیو همچنین از مقامات دولتی فلورانس بود و فضای بسیاری از داستانهایش د...
جووانی بوکاچیو یکی از چهرههای برجسته تاریخ ادبیات...