• 5 روز پیش

  • 8

  • 03:24

بکتاش آبتین | وطن

بکتاش آبتین
0
توضیحات

▨ نام شعر: وطن

▨ شاعر: بکتاش آبتین

▨ با صدای: بکتاش ابتین

♬ از آلبوم: او یک فرشته بود

♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست

ــــــــــــــــ

به: شیدا محمدی

ــــــــــــــــ

وطن!

وطن مهربان من!

حالا روی کدام انگشت خود حساب می‌کنی؟

با کدام دست؟

حرف‌هایم را می‌شنوی؟

با کدام گوش؟!

چه شد لالۀ گوش‌های تو چه شد؟

و چه شد که جوانان تو از پیاده‌روها به جوها افتادند؟

و افتادند که (افتادگی آموز اگر طالب فیضی)!

و فیض می‌برند لاله‌های تو

هر روز در اتومبیل‌های رنگارنگ خون بالا می‌آورند

(از خون جوانان وطن لاله دمیده)!

و سرودهای تو همگی

در روزهای مشخص ناله می‌کنند!

کودکانی که در کفش‌هایشان

از کوچه‌ای به کوچۀ دیگر گم می‌شوند!

و گم می‌شود آرزوی دوچرخه‌ای در خیابان ولی‌عصر!

که نه قدم زدن در شلوار جینی

که ۶۰٪ تخفیف در پاچه دارد!

...

وطنم! تابوت جوانان تو

این‌گونه بر دوش پیاده‌روها

غرق می‌شود!

▨ 

بکتاش آبتین

از مجموعه شعر «در میمونِ خودم پدربزرگم»


با صدای
بکتاش آبتین
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads