▨ نام شعر: وطن
▨ شاعر: بکتاش آبتین
▨ با صدای: بکتاش ابتین
♬ از آلبوم: او یک فرشته بود
♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست
ــــــــــــــــ
به: شیدا محمدی
ــــــــــــــــ
وطن!
وطن مهربان من!
حالا روی کدام انگشت خود حساب میکنی؟
با کدام دست؟
حرفهایم را میشنوی؟
با کدام گوش؟!
چه شد لالۀ گوشهای تو چه شد؟
و چه شد که جوانان تو از پیادهروها به جوها افتادند؟
و افتادند که (افتادگی آموز اگر طالب فیضی)!
و فیض میبرند لالههای تو
هر روز در اتومبیلهای رنگارنگ خون بالا میآورند
(از خون جوانان وطن لاله دمیده)!
و سرودهای تو همگی
در روزهای مشخص ناله میکنند!
کودکانی که در کفشهایشان
از کوچهای به کوچۀ دیگر گم میشوند!
و گم میشود آرزوی دوچرخهای در خیابان ولیعصر!
که نه قدم زدن در شلوار جینی
که ۶۰٪ تخفیف در پاچه دارد!
...
وطنم! تابوت جوانان تو
اینگونه بر دوش پیادهروها
غرق میشود!
▨
بکتاش آبتین
از مجموعه شعر «در میمونِ خودم پدربزرگم»
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است