▨ نام شعر: گاو
▨ شاعر: بکتاش آبتین
▨ با صدای: بکتاش ابتین
♬ از آلبوم: او یک فرشته بود
♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست
شنیدن این شعر با صدای شاعر
ــــــــــــــــ
مّآ سوالی نداشتیم و معمولا بعد از هر چرا یکی از مّآ چاقو می خورد
آنها خشن بودند و مّآ زبان بسته
جنگ بود و گروهی از مّآ پشت جبهه قربانی میشدیم
مّآ نمیجنگیدیم فقط کشته میشدیم
بی چون و چرا
و یکی از آنها که خشنتر بود گفته بود: ارتش چرا ندارد!
و مّآ بیآنکه بدانیم داوطلب شدیم
گروهی از مّآ خطشکن بود
مّآ روی مین میرفتیم و گروهی فریاد میزدند:
الله اکبر
مّآ شهید شده بودیم و در روزنامهها نوشته بودند جنگ با خونهای مّآ پیروز شد
و قطعنامهها یکییکی در رگهای گردن مّآ ورم میکرد
جنگ تمام شده بود
و چرا.. چرا...چرا... شروع شده بود
مّآ هر روز چراگاهی تازه کشف میکردیم
مّآ و پدرانمان زخمی چاقویی قدیمی...
اولین نفر کامنت بزار
این گفتگو در سال ۱۳۹۷ شمسی انجام شده.
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است