▨ نام شعر: تابلوی عقدهای
▨ شاعر: بکتاش آبتین
▨ با صدای: بکتاش ابتین
♬ از آلبوم: او یک فرشته بود
♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست
ــــــــــــــــ
در پيراهن من
تنهای بسياریست كه هر روز
در خيابانهای شما
تكرار میشود
هفتخطم
نستعليقم
ثلثم
شكستهام
من انحنای كمر تمامی شما هستم!
و خط ديگرِ آن اتوبوس
كه هر روز از جادهای میگذرد منم!
....
نه! بايد نقش دهانی را بازی كنم
كه از حنجرههايی روشن برخاستهاند
( شما و خودم را دعوت میكنم به تقوا
و توصيه میكنم ... )
خفه شو با خودم هستم !
بگذار اين نقش را به خدای خودم واگذار كنم!
بار الها
رياكارم
و اگر كوسه نبودم
حتماً با ريشهای انبوهی
نمايندۀ چند ميليون خط خميده بودم! هستم!
پروردگارا!
تنها تو میدانی كه من نبوغ خودم بودم
اما نشد كه در هيچ عكسی
با حروف درشت حرف بزنم
بوق خودم بودم!
و هر كس جلوی من بود
( نفتی نشی عمو ) !
اينگونه بود كه من در وطنم
نقطۀ پر رنگی بودم
كه هر روز رنگپريدهتر میشدم!
....
در دستان من هميشه خودكاریست كه
كه انگشتان ماسيده بر جا میگذارد
و بر لبانم هميشه شعری
كه كلمات حرامی [حرامزاده] در آستين دارد!
من پيامبری جوانم
كه در تابلويی عقدهای
پير شدهام!
▨
بکتاش آبتین
اولین نفر کامنت بزار
صورت نرمی دارد سمبادۀ ...
و شمارهها به ترتیبِ ق...
▨ نام شعر: گاو
این گفتگو در سال ۱۳۹۷ شمسی انجام شده.
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است