▨ نام شعر: گاریچی (آقای جمهور)
▨ شاعر: بکتاش آبتین
▨ با صدای: بکتاش ابتین
♬ از آلبوم: او یک فرشته بود
♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست
ــــــــــــــــ
آقای جمهور!
سرزمین من ذهن من است
من آزادم
و در سرزمین من
تو تنهایی!
….
هوا تاریک بود
و دستانی مشکوک
تکلیف چراغهایی روشن را
خاموش میکردند
آنها یک نفر بودند
چرا که به جای تمامی آنها
یک نفر فکر میکرد!
شلوغ بود و در خلوت
چند دست کوچک
کاغذهایی سفید را سیاه میکردند
و شهر
بین شعارهایی سیاه و سفید
چهرهای خاکستری داشت
و رنگهای شاد
در پرچمی کدر
هر لحظه رنگ پریدهتر میشد!
شهر سراسر خاکستری بود
و ما
آتش زیر خاکستر بودیم!
نان و نمک
و نفت
سفرههای خالیمان را میسوزاند
و گوشهای ما پر بود از دروغهای بزرگی که
از دهان بلندگوهایی کوچک
بیرون پریده بود
….
نمک، نون خشک، لباس کهنه، آهن قراضه… میخریم
و این اولین حقیقت
!طلوعی دروغین بود
▨
بکتاش آبتین
از مجموعه شعر «تنهاییِ دستهجمعی»
چاپشده در فرانسه - نشر ناکجا
اولین نفر کامنت بزار
▨ نام شعر: گاریچی (آقای جمهور)
▨ شاعر: بک...
▨ نام شعر: گلوله سرِ خط
▨ شاعر: بکتاش آبت...
▨ نام شعر: تابلوی عقدهای
▨ شاعر: بکتاش آ...
صورت نرمی دارد سمبادۀ ...
و شمارهها به ترتیبِ ق...
▨ نام شعر: گاو
این گفتگو در سال ۱۳۹۷ شمسی انجام شده.
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است