اگر چشمِ انسان برای دیدنِ حقیقتِ جهان کافی نباشد، چه باید کرد؟
نویسنده در این کتاب، ژیگاورتوف را نه فقط یک مستندساز، بلکه پیامآورِ «سینما-چشم» معرفی میکند. او نشان میدهد که چگونه ورتوف، دوربین را چشمی کاملتر و بینقصتر از چشم انسان میدانست؛ ابزاری مکانیکی برای نفوذ به لایههای پنهانِ زندگی و ثبتِ حقیقت، بیهیچ نقاب و پیرایهای.
🎙 اپیزود سیزدهم فصل دوم
📚 کتاب سینمای مستند ژیگاورتوف
✍️ پ.ن.ابراموف
کاری از: مطهره جعفری و مهدیه برادری
با ما همراه باشید تا این کتاب رو از زاویهی تازهای مرور کنیم.
اولین نفر کامنت بزار
چطور میشود یک شهر را با صدا و تصویرِ سینما فهم...
تو سینمای لینچ مرز بینِ «کابوسهای شبانه» و «وا...
توی تحلیل فیلم سلیقهی شخصی یا معیارهای هنری و ...
زندگی ما مجموعهای از تصادفهای بیمعناست یا تق...
آیا ابزارِ فیلمبرداری میتونه روحِ روایت رو تسخی...
چطور ویرانهها صادقتر از عمارتهای باشکوه سخن ...
چطور سینما میتونه مثل یک تابلوی نقاشی باشه؟
...چقدر توی تماشای یک فیلم آزادی داریم؟
...
چرا بعضی فیلمها وقتی تموم میشن هم هنوز توی ذه...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است