تو سینمای لینچ مرز بینِ «کابوسهای شبانه» و «واقعیتِ روزمره» کجاست؟
تاد مکگوان تو این کتاب استدلال میکنه که دیوید لینچ برعکسِ تصور عمومی، فیلمسازِ رویاها نیست؛ اون کارگردانِ «واقعیته»، اما نه اون واقعیتی که ما میشناسیم. نویسنده به ما نشون میده که چطور لینچ با شکستنِ ساختارِ خطی داستان، ما رو با حفرههای سیاه میل و تمنا روبرو میکنه و اجازه نمیده پشتِ امنیتِ فانتزی پنهان بشیم. تو جهان لینچ، «ابهام» یک بنبست نیست، بلکه تنها راه برای رسیدن به حقیقته.
🎙 اپیزود یازدهم فصل دوم
📚 کتاب «سینمای دیوید لینچ»
✍️ تاد مکگوان
کاری از: مطهره جعفری و مهدیه برادری
با ما همراه باشید تا این کتاب رو از زاویهی تازهای مرور کنیم.
اولین نفر کامنت بزار
توی تحلیل فیلم سلیقهی شخصی یا معیارهای هنری و ...
زندگی ما مجموعهای از تصادفهای بیمعناست یا تق...
آیا ابزارِ فیلمبرداری میتونه روحِ روایت رو تسخی...
چطور ویرانهها صادقتر از عمارتهای باشکوه سخن ...
چطور سینما میتونه مثل یک تابلوی نقاشی باشه؟
...چقدر توی تماشای یک فیلم آزادی داریم؟
...
چرا بعضی فیلمها وقتی تموم میشن هم هنوز توی ذه...
چرا آثار پرویز کیمیاوی هیچوقت شبیه سینمای رایج...
چرا بعضی اقتباسها فقط داستانو تکرار میکنن، ول...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است