«تو شدی یزدان و یزدان با تو آن مفهوم کین!»؛ نیما شهسواری در شعر کوبندهی «عبد حقیر»، تمدنهای بشری را مجموعهای از «ننگ و هذیان» میخواند. او با حمله به فلاسفه، عارفان و شاعرانی که ریا را بافتهاند، چهرهی واقعی انسانِ مذهبی را در آینهیِ قرنها کشتار، غارت و ظلم به حیوان و گیاه نشان میدهد. این اثر، مانیفستی برای واژگونیِ سیمایِ اسارت و خلق انسانی دگر است که آیینش تنها «آزادی» است. واکاوی این طغیان علیه «انسانِ بیمارِ زمین» را در جهان آرمانی بشنوید.
دسترسی کامل در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books-poem/
https://idealistic-world.com/portal/
اولین نفر کامنت بزار
در قسمت هفتم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»...
«فغان» صدای بیصدایانی است که زیر تیغِ بیرحمِ ...
در قسمت ششم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»،...
«با تو من این جام را اینسان دگرگون ساختم...»
در قسمت پنجم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»...
«تویی آن رود و شبانگاه... تو جاوید و تو مانا»؛ ...
«آفکینش» تنها یک شعر نیست؛ مانیفست بیداری جانی ...
در قسمت چهارم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی...
«شکر»؛ نقدی تند بر وجدانهای خفتهای است که از ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است