«شکر»؛ نقدی تند بر وجدانهای خفتهای است که از کنار رنجِ دیگران با «سپاسگزاریِ کاذب» عبور میکنند. نیما شهسواری در این اثر از کتاب «قیام»، تصویرگرِ طفلی مسکین در معبرِ شهر است که شاهدِ نگاههای طعنهآمیز و سپاسهایِ خودخواهانه عابران است.
او میپرسد: چگونه میتوان خدا را شکر گفت، در حالی که دستی برای یاری دراز نمیشود؟ این کلام، دعوتی است برای بیداریِ دنیا و احیایِ جان از طریقِ مددِ واقعی، نه شکرهایِ توخالی. برای مطالعه این تحلیلِ اخلاقی به وبسایت جهان آرمانی بپیوندید.
پرتال آثار نیما شهسواری:
https://idealistic-world.com/portal/
بخش کتابهای صوتی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
اولین نفر کامنت بزار
«فغان» صدای بیصدایانی است که زیر تیغِ بیرحمِ ...
در قسمت ششم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»،...
«با تو من این جام را اینسان دگرگون ساختم...»
در قسمت پنجم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی»...
«تویی آن رود و شبانگاه... تو جاوید و تو مانا»؛ ...
«آفکینش» تنها یک شعر نیست؛ مانیفست بیداری جانی ...
در قسمت چهارم از ویژهبرنامه «برساختهای انسانی...
«بنگرید؛ هرزهای با تن عورش به رؤیایتان آمده اس...
"به نام جان"
پادکست...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است