• 3 سال پیش

  • 15

  • 02:19
توضیحات

قامت يا قيامت؟


غزل شمارۀ 108


مرا خود با تو چیزی در میان هست

و‌گرنه روی زیبا در جهان هست


وجودی دارم از مِهرت گدازان

وجودم رفت و مِهرت همچنان هست


مبر ظن کز سرم سودای عشقت

رود تا بر زمینم استخوان هست


اگر پیشم نشینی دل نشانی

وگر غایب شوی در دل نشان هست


به گفتن راست ناید شرح حُسنت

ولیکن گفت خواهم تا زبان هست


ندانم قامت است آن یا قیامت

که می‌گوید چنین سرو روان هست؟


توان گفتن به مَه مانی ولی ماه

نپندارم چنین شیرین‌دهان هست


بجز پیشت نخواهم سر نهادن

اگر بالین نباشد آستان هست


برو سعدی که کوی وصل جانان

نه بازاری‌ست کآنجا قدر جان هست


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads