• 3 سال پیش

  • 8

  • 02:54
توضیحات

کوی دوست


غزل شمارۀ 109


بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست


روا بُوَد که چنین بی‌حساب دل ببری؟

مکن که مَظلمۀ خلق را جزایی هست


توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

نظرکنند که در کوی ما گدایی هست


به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست


کسی نماند که بر درد من نبخشاید

کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست


هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

از این طرف که منم همچنان صفایی هست


به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

وگر به کام رسد همچنان رجایی هست


به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads