• 4 سال پیش

  • 41

  • 02:03

اپیزود ۵: خون رزان، غزل شماره ۲۰، بدون آهنگ

پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ
0
توضیحات

خون رزان

غزل شمارهٔ ۲۰


روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خُم‌خانه به جوش آمد و می‌باید خواست


توبهٔ زهدفروشانِ گران‌جان بگذشت

وقتِ رندی و طرب کردن رندان پیداست


چه ملامت بود آن را که چنین باده خورَد؟

این چه عیب است بدین بی‌خردی، وین چه خطاست؟


باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد

بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست


ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

آن که او عالِم سِرّ است بدین حال گواست


فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم

وانچه گویند روا نیست، نگوییم رواست


چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟

باده از خون رَزان است نه از خون شماست!


این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود؟

ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads