• 4 سال پیش

  • 24

  • 01:52

اپیزود ۱۸: یار حورسرشت، غزل شمارهٔ ۷۹، بدون آهنگ

پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ
0
توضیحات

یار حورسرشت

غزل شمارهٔ ۷۹


کنون که می‌دمد از بوستان نسیمِ بهشت

من و شرابِ فرح‌بخش و یارِ حورسرشت


گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز

که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت


چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید

نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت


به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب

بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت


وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد

چو شمع صومعه افروزی از چراغِ کِنِشت


مَکُن به نامه سیاهی مَلامَتِ منِ مست

که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟


قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ

که گرچه غرقِ گناه است می‌رود به بهشت


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads