• 4 سال پیش

  • 15

  • 02:27

اپیزود ۲۰: سیلاب سرشک، غزل شمارۀ ۸۳، بدون آهنگ

پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ
0
توضیحات

سیلاب سرشک

غزل شمارهٔ ۸۲

 

آن تُرک پری‌چهره که دوش از بَرِ ما رفت

آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟


تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان‌بین

کس واقفِ ما نیست که از دیده چه‌ها رفت


بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش

آن دود که از سوزِ جگر بر سرِ ما رفت


دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم

سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت


از پای فتادیم چو آمد غمِ هجران

در درد بمردیم چو از دست دوا رفت


دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

عمری‌ست که عمرم همه در کارِ دعا رفت


احرام چه بندیم؟ چو آن قبله نه این‌جاست

در سعی چه کوشیم؟ چو از مروه صفا رفت


دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید

هیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفت


ای دوست به پرسیدنِ حافظ قدمی نِه

زان پیش که گویند که از دارِ فنا رفت!


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads