• 3 سال پیش

  • 24

  • 02:12

اپیزود ۶۸: گلِ مُراد، غزل شمارهٔ ۳۵۰، بدون آهنگ

پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ
0
توضیحات

اپیزود ۶۸

گلِ مُراد

غزل شمارهٔ ۳۵۰


به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنَم

بهارِ توبه‌شِکَن می‌رسد چه چاره کُنَم؟


سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که مِی خورند حریفان و من نظاره کنم


چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه

پیاله گیرم و از شوق، جامه پاره کنم


به دورِ لاله دِماغِ مرا عِلاج کنید

گر از میانهٔ بزمِ طَرَب کناره کنم


ز رویِ دوست مرا چون گلِ مراد شِکُفت

حوالهٔ سَرِ دشمن به سنگِ خاره کنم


گدایِ میکده‌ام، لیک وقتِ مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم


مرا که نیست رَه و رسمِ لقمه‌پرهیزی

چرا ملامتِ رندِ شراب‌خواره کنم؟


به تختِ گُل بنشانم بُتی چو سلطانی

ز سنبل و سَمَنش، سازِ طوق و یاره کنم


ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظ

به بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads