اپیزود ۶۹
کو پیک صبح؟
غزل شمارهٔ ۳۵۱
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل میزنم این کار کی کنم؟
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنم
کِی بود در زمانه وفا؟ جام می بیار
تا من حکایت جَم و کاووسکِی کنم
از نامۀ سیاه نترسم که روز حشر
با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم
کو پیکِ صبح تا گلههای شب فراق
با آن خجستهطالعِ فرخندهپی کنم
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رُخَش ببینم و تسلیم وی کنم
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است