توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۲۱۴۷
چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-2147
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=007J6M5wRbk
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او
عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او
۲. سلسلهای است بیبها دشمن جمله توبهها
توبه شکست من کیم سنگ من و سبوی او
۳. توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی
پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او
۴. توبهی من برای او توبهشکن هوای او
توبه من گناه من سوخته پیش روی او
۵. شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او
آب حیات جاودان نیست مگر به جوی او
۶. عشق و نشاط گستری با می و رطلِ ساغری
میرسد از کنارها غلغل و های هوی او
۷. مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد
تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او
۸. سایه که باز میشود جمع و دراز میشود
هست ز آفتاب جان قوت جست و جوی او
۹. سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او
نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او
۱۰. ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان
تا ز فلک فرودَرَد پردهی هفت تویِ او
۱۱. چیست درون جَیب من جز تو و من حجاب من
ای من و تو فنا شده پیش بقای اویِ او