• 10 ساعت پیش

  • 0

  • 00:00

نقدِ حالِ ما: دلگفته‌ای بر غزلی از شمس | غزل ۱۸۵۵ | چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

نقد حال ما: دلگفته‌های غزلیات شمس
0
توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا با فربُد بهبهانی غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۸۵۵ چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون در این اپیزود، دلگفته‌ای بر غزلی از مولانا را می‌شنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که می‌خواهند غزل‌های مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوق‌شناسی، عاشق‌شناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند. در این دلگفته‌ها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده می‌شود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی. وبسایت: https://molanatafsir.com صفحه این غزل: https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1855 یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=81ow_xuSMrk تلگرام: https://t.me/Naghde_Hale_Ma متن غزل: ۱. چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون ۲. چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون ۳. زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون ۴. نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون ۵. شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون ۶. چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون ۷. چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads