توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۶۶۵
عاشقی بر من پریشانت کنم
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1665
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=sj6f0lkRTrQ&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=56
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. عاشقی بر من پریشانت کنم
کم عمارت کن که ویرانت کنم
۲. گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بیخان و بیمانت کنم
۳. تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
۴. گر کُهِ قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
۵. ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
۶. تو به دست من چو مرغی مردهای
من صیادم دام مرغانت کنم
۷. بر سر گنجی چو ماری خفتهای
من چو مار خسته پیچانت کنم
۸. خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو
در دلالت عین برهانت کنم
۹. خواه گو لاحول خواهی خود مگو
چون شُهُب لاحول شیطانت کنم
۱۰. چند می باشی اسیر این و آن
گر برون آیی از این آنت کنم
۱۱. ای صدف چون آمدی در بحر ما
چون صدفها گوهرافشانت کنم
۱۲. بر گلویت تیغها را دست نیست
گر چو اسماعیل قربانت کنم
۱۳. چون خلیلی هیچ از آتش مترس
من ز آتش صد گلستانت کنم
۱۴. دامن ما گیر اگر تردامنی
تا چو مه از نور دامانت کنم
۱۵. من همایم سایه کردم بر سرت
تا که افریدون و سلطانت کنم
۱۶. هین قرائت کم کن و خاموش باش
تا بخوانم عین قرآنت کنم