توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۷۲۴
همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1724
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=VA4_NOirUuI&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=64
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم
۲. حرام دارم با مردمان سخن گفتن
و چون حدیث تو آید سخن دراز کنم
۳. هزار گونه بلنگم به هر رهم که برند
رهی که آن به سوی تو است ترک تاز کنم
۴. اگر به دست من آید چو خضر آب حیات
ز خاک کوی تو آن آب را طراز کنم
۵. ز خارخار غم تو چو خارچین گردم
ز نرگس و گل صدبرگ احتراز کنم
۶. ز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورم
چو روی خود به شهنشاه دلنواز کنم
۷. چو پر و بال برآرم ز شوق چون بهرام
به مسجد فلک هفتمین نماز کنم
۸. همه سعادت بینم چو سوی نحس روم
همه حقیقت گردد اگر مجاز کنم
۹. مرا و قوم مرا عاقبت شود محمود
چو خویش را پی محمود خود ایاز کنم
۱۰. چو آفتاب شوم آتش و ز گرمی دل
چو ذرهها همه را مست و عشقباز کنم
۱۱. پریر عشق مرا گفت من همه نازم
همه نیاز شو آن لحظهای که ناز کنم
۱۲. چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی
من از برای تو خود را همه نیاز کنم
۱۳. خموش باش زمانی بساز با خمشی
که تا برای سماع تو چنگ ساز کنم