• 11 ساعت پیش

  • 0

  • 00:00

نقدِ حالِ ما: دلگفته‌ای بر غزلی از شمس | غزل ۱۱۹۷ | اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی سوز

نقد حال ما: دلگفته‌های غزلیات شمس
0
توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا با فربُد بهبهانی غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۱۹۷ اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی سوز در این اپیزود، دلگفته‌ای بر غزلی از مولانا را می‌شنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که می‌خواهند غزل‌های مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوق‌شناسی، عاشق‌شناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند. در این دلگفته‌ها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده می‌شود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی. وبسایت: https://molanatafsir.com صفحه این غزل: https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1197 یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=8qgHZrlcvwQ&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=38 تلگرام: https://t.me/Naghde_Hale_Ma متن غزل: ۱. اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی سوز به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز ۲. تو مخالفت همی کِش، تو موافقت همی کُن چو لباسِ تو دَرانَند، تو لباسِ وصل می‌دوز ۳. به مُوافقت بیابد، تَن و جان سماعِ جانی ز رباب و دَف و سُرنا و زِ مطربان دَرآموز ۴. به میانِ بیست مُطرب، چو یکی زَنَد مخالف همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوز ۵. تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید تو یکی نِه‌ای هزاری، تو چراغِ خود برافروز ۶. که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads