• 9 ساعت پیش

  • 0

  • 00:00

نقدِ حالِ ما: دلگفته‌ای بر غزلی از شمس | غزل ۶۳۱ | نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد

نقد حال ما: دلگفته‌های غزلیات شمس
0
توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا با فربُد بهبهانی غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۶۳۱ نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد در این اپیزود، دلگفته‌ای بر غزلی از مولانا را می‌شنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که می‌خواهند غزل‌های مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوق‌شناسی، عاشق‌شناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند. در این دلگفته‌ها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده می‌شود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی. وبسایت: https://molanatafsir.com صفحه این غزل: https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-631 یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=lol4WmcNkj0&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=32 تلگرام: https://t.me/Naghde_Hale_Ma متن غزل: ۱. نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد اومیدِ همه جان‌ها، از غیب رسید آمد ۲. نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستت کآن نور که عیسی، را بر چرخ کشید آمد ۳. نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندان کآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد ۴. یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد ۵. ای شب به سحر برده! در یارب و یارب تو آن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد ۶. ای درد کهن‌گشته! بخ بخ که شفا آمد وی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد ۷. ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالا روزه بگشا خوش‌خوش، کآن غرهٔ عید آمد ۸. خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر کن آن سکته حیرانی، بر گفت مزید آمد

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads