مپسر در بازار پرسه می زند و از مردتاجر کریستال میخواهد که به او کاری بدهد او تصمیم گرفته بود برای ادامه سفرش پول جمع کند چون تمام پولش را ازدست داده بود . .تاجر می پذیرد و به این ترتیب کارش را در مغازه کریستال فروشی شروع میکند و سعی میکند راههایی برای فروش بیشتر پیدا کند
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است